http://mohabaat17.blogfa.com/       شناخت و بررسی مسیحیت

 

 

http://sonihagigi17.blogfa.com/       شناخت و بررسی اهل سنت

+ نوشته شده در  ساعت ۱:۸ قبل از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز) 

+ نوشته شده در  ساعت ۲۱:۱۱ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

حمله عربستان به یمن آدم  یاد حمله صدام لعنتی به کشورمان به همرا ده ها کشورمزدور عربی و اروپایی وشیطان بزرگ امریکا می افتد 

 زمانیکه غزه 51روز زیر سنگین ترین حملات هوایی،زمینی و دریایی رژیم جعلی اسرائیل بود لانه کدام موشی بودند!؟  مشغول لیسیدن پای امریکایی ها بودن 

حالا که  مذاكرات  به مرحله نهایی رسیده  عربستان خواست يه غلطي كنه كه به ضرر ايران تموم شه

اما   یمنی  ها  هرچه زودتر باید دست به کار شوند

 1-درگیری از سوی حوثی های یمن به داخل عربستان کشیده شود 

2-یمن با موشک هایی که داره تعدادی از چاه های نفت عربستان را نابود کنه و اگر بتونه کاخ جنابان خونخوار هدف قرار دهد باورکنید از ترس  بیماری  اسهال اضطراب میگیرند 

 

3- باید تونل کنده و سلاح به داخل عربستان قاچاق کنند تا مردم عربستان از داخل کار آل سعود را تمام کنن


4-حالا بهترین موقعیت وفرصت مناسب برای سوریه .عراق وایران وحتی برای روسیه است که انتقال سلاح وکماندوهای ناشناخته به یمن را آغاز کنند وانتقام سخت از حاکمان جنایت کار عربستان را بگیرند

5- ایران باید از نقاط کور بدون شناسایی با موشک جنگده ها و مناطق استراتیژیک را هدف قرار دهد

+ نوشته شده در  ساعت ۱۷:۱۲ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

در گذشته زرتشتیان نوجوانانی که به 15 سال می رسیدند و از بستن کمربند دینی( کُستی یا کُشتی ) امتناع می ورزیدند یا کستی در اختیار نداشتند را سنگسار می نمودند!!. کُستی یا کُشتی کمربندی است که به موجب دین زرتشتی بستن آن برای هر فرد زرتشتی که به 15 سال رسیده واجب است. 

 

در اوستا-در ويسپرد - کرده ي هفتم-بند5 درباره ی کشتی می خوانیم:«زَور و کـُشتي ِبَرسَم ِاَشَوَن ِبه آيين اَشَه گسترده، رَدان اَشَوَني را مي ستاييم»(گزارش جلیل دوست خواه)

در اوستا-در ونديداد-در فرگرد هيجدهم در بند 53 و 54 چنین آمده است:

«سروش پارسا، گرز آخته در دست، از دروج پرسيد :

اي دروج تيره روز و تبهکار !
کيست چهارمين تن از نرينگان تو ؟»

پس دروج ديو نيرنگ باز پاسخ داد :
اي سروش پارساي برزمند !
چهارمين نرينه ي من کسي است - خواه مرد، خواه زن - که پس از پانزده سالگي «کـُشتي» بر تن نبندد و «سُدره» نپوشد.(گزارش جلیل دوستخواه)

در کتاب و رساله ی حقوقی و فقهی زرتشتی صد در نثر باب  46 چنین نوشته شده است:

«اينکه چون مردم چهارده ساله باشند کشتي بربايد بستن چه دستوران گفته اند که آن نه ماه که در شکم مادر بوده اند هم اندر حساب بايد گرفتن!
چه در دين ما کاري بهتر از کشتي داشتن نيست! بر مرد و زن فريزوانست و بروزگار پيشين اگر کسي پانزده ساله تمام شدي و کشتي نداشتي او را بسنگسار کردندي که نان و آب بروي حرامست!

+ نوشته شده در  ساعت ۱۷:۰ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 



جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت :
« ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم ولذت ببرم ؟ » 

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود ، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت ، یقه ی جوان را گرفت و عصبانی ، طورری که رگ گردنش بیرون زده بود ، او را به دیوار کوفت و فریاد زد : « مرتیکه عوضی ، مگه خودت ناموس نداری... خجالت نمی کشی؟»

جوان اما ؛ خیلی آرام ، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و واکنش نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد: « خیلی عذر میخوام، فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی بشین ، دیدم به خاطر وضع ظاهر خانومتون دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن ، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم... 

حالا هم یقمو ول کنین ، از خیرش گذشتم !» 
مرد خشکش زد... همانطور که یقه ی جوان را گرفته بود ، 
آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد .....

+ نوشته شده در  ساعت ۱۲:۴۱ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

گفتگو فارس با کارشناس ادیان فاطمی

 

* با توجه به اینکه عید نوروز به پیش از اسلام باز می‌گردد، آیا نمی‌توان آن را عیدی زرتشتی نامید؟

ـ مسلما نوروز را پیش از اسلام، گرامی می‌داشتند. اما نمی‌توانیم هر آنچه را که پیش از اسلام بوده، برگرفته از دین زرتشتی بدانیم مگر اینکه دلیلی برای آن در دست باشد. من فقط به دیدگاه اسطوره‌شناس سرشناس دکتر مهرداد بهار بسنده می‌کنم. وی این عید را عیدی باستانی-ایرانی می‌داند و هیچ ارتباطی میان آن و دین زرتشتی قائل نیست.

او در کتاب «از اسطوره تا تاریخ» صفحه ۳۴۷ می‌گوید: «در اوستا اشاره به نوروز نیست و علتش آن است که این اعیاد مربوط به زرتشتیان نیست. شاید هم در شرق ایران وجود نداشته است.»

به نظر من اگر در اوستا هم به نوروز اشاره شده بود، نمی‌توان گفت که زرتشت بنیان‌گذار نوروز و حتی مورد توجه او بوده است؛ زیرا خود زرتشتیان قائلند که تنها چهل - پنجاه صفحه از اوستا یعنی گات‌ها برای زرتشت است و بقیه اوستا سخن موبدان است و ربطی به زرتشت ندارد و لذا به آن معتقد نیستند.

در مورد خود گات‌ها هم بحث است و قابل اثبات نیست که زرتشت آوردنده آن است. تنها چیزی که می‌توانیم در مورد گات‌ها بگوییم این است که کتابی بسیار کهن است اما مگر هر کتاب کهنی را می‌توان به زرتشت نسبت داد؟! از سوی دیگر، عبارات گات‌ها به قدری گنگ و نامفهوم است که «ژان کلنز» با سابقه ده‌ها سال تدریس اوستا و تحقیق در آن، قائل است که ما هنوز نیمی از معنا و مفهوم گات‌ها را نمی‌دانیم. سپس توضیح می‌دهد که مترجمان گات‌ها ذهنیت‌های خود را به این کتاب تحمیل کرده‌اند. (مقالاتی درباره زردشت و دین زردشتی، ص ۴۱

+ نوشته شده در  ساعت ۲:۱۵ قبل از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

گفتگو جناب فاطمی از کارشناسان ادیان با فارس

مرحوم دکتر پرویز رجبی که در تاریخ ایران باستان کتاب‌های متعدد نوشته، در اواخر عمرش انتساب گات‌ها (بخشی از اوستا) به زرتشت را زیر سؤال برد که سبب دلخوری زرتشتیان شد. به خاطر دارم ایشان به همان مناسبت، طی ایمیلی به بنده گفت: «چگونه می‌توان کتابی را به کسی نسبت داد که میان ۹ هزار سال سرگردان است!؟»

نه تنها کتاب بلکه هیچ سخن و آیین و آدابی را نمی‌توانیم با اطمینان خاطر به زرتشت نسبت بدهیم. ابهام در مورد زرتشت به قدری زیاد است که برخی او را شخصیتی خیالی می‌دانند. ما قائل به خیالی بودن زرتشت نیستیم اما در عمل با شخصیتی توهمی و خیالی تفاوت ندارد. با این وصف کدام بخش از این دین را می‌توانیم نشان دهیم و بگوییم: زرتشت آورده است؟

*** جعل روایت امام صادق(ع) و نسبت دادن آن به زرتشت

* در فضای اینترنت این همه سخنان زیبا از زرتشت می‌بینیم...

ـ من هم این سخنان را دیده‌ام. وقتی ریشه‌یابی می‌کنیم می‌بینیم این سخنان به صورت عمدی یا سهوی به دروغ به زرتشت نسبت داده اند. در اینترنت عبارت‌های «۳۰ پند زرتشت» و «۳۰ نصیحت زرتشت» را جستجو کنید، ۳۰ جمله زیبا و پرمعنا را به زرتشت نسبت داده‌اند، اما وقتی از زرتشتی‌ها می‌خواهیم منبع آن را نشان دهند، نمی‌توانند کتابی را ذکر کنند که این سخنان در آن آمده باشد.

جالب آنکه گاهی روایات امامان ما را به نام زرتشت جا می‌زنند. روایتی از امام صادق(ع) داریم که دقیقاً ترجمه آن را به عنوان «اصول زندگی زرتشت» نشر داده‌اند!

+ نوشته شده در  ساعت ۲:۱۲ قبل از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

+ نوشته شده در  ساعت ۲۰:۵۹ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

دکتر حسین الهی قمشه ای 

کسی را دوست بدار که "دوستت دارد", حتی اگر غلام درگاهت باشد؛
و دست بکش از دوست داشتن کسی که "دوستت ندارد", حتی اگر سلطان قلبت باشد...
فراموش نکن که "زمان" آدم وفادار رو مشخص می کنه نه "زبان"....
دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست، اما برای ماهی زندگیست...

برای کسی که دوستت دارد "زندگی" باش نه "تفریح"

 
+ نوشته شده در  ساعت ۱۶:۴۸ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

در جنگ خلیج فارس، خلبانان اف-14 نیروی دریایی آمریکا اظهار داشتند که زمانی که هواپیمای آنان در صحنه نبرد پدیدار می شد، هواپیماهای عراقی بدون هیچ درگیری بعدی به سرعت آسمان را ترک می گفتند. گویا از تامکت های ایرانی در زمان جنگ تحمیلی، خاطره چندان خوشی برای خلبانان مبتدی عرب باقی نمانده بود، به طوری که حتی گفته می شد که فرمانده نیروی هوایی عراق به خلبانان فرمان داده است که در صورت مشاهده تامکت های ایرانی، به سرعت عقب نشینی کرده و درصدد مقابله با آن بر نیایند؛ چرا که پیروز نبرد از ابتدا معلوم بود.

+ نوشته شده در  ساعت ۲۱:۵۰ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 


زرتشت گفت : مردان باید از زنان و ماده سگها سرپرستی کنند .

در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 15 بند 19 آمده است که اهورمزدا به زرتشت میگوید :

 
این خویشکاری هر اشون مردی است که هر مادینه بارداری را خواه دوپا ، خواه چهارپا ، خواه زن ، خواه ماده سگ نگاهدار باشد.

یعنی واقعاً زن در نگاه دین زرتشتی همردیف ماده سگها قرار دارد ؟ گرچه در نگاه اول ، این حکم از جهتی اخلاقی می نمایاند ، اما به راستی چرا اهورامزدا باید با لحنی زننده و توهین آمیز ، زن را در کنار و همردیف حیوانات چهارپا و مخصوصاً سگهای ماده قرار دهد ؟ 

نگاه کنید به :

اوستا ، وندیداد ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 ص 829 

وندیداد ، پژوهش ژام دارمستتر ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش ، صفحه 233 

+ نوشته شده در  ساعت ۱۵:۴۰ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

در کتاب اوستا ، وندیداد ، فرگرد 14 ، بند 15 امده است یکی از راههای پاک شدن از گناه این است که گنهکار ، خواهر یا دختر نوجوان 15 ساله ی خود را به همراه گوشواره و پول و ... به اشون مردان ( زرتشت و شاگردانش ) پیشکش کند :

او باید اشونانه و پرهیزگارانه دختر دوشیزه ی مرد نادیده ای را چون تاوانی به روان سگ آبی ، به اشون مردی بدهد . 
ای دادار جهان استومند ، ای اشون ،
چگونه دختری ؟
اهورامزدا پاسخ داد :
یکی از خواهران یا دختران جوان وی که از مرز پانزده سالگی گذشته و گوشواره هایی در گوش داشته باشد .

و در بند قبلش یعنی بند 14 آمده است که این گنهکار باید از روی رضایت و خرسندی بالش ، زیرانداز و رواندازی نیکو به عنوان بستر ( ! ) هم برای این اشون مردان آماده کند .

نگاه کنید به : 

اوستا، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان، ج 2 صفحه 822

البته این سخن ما نیست . بلکه گفتار اوستا است . راه پاسخگویی نیز برای زرتشتیان باز است تا اگر توضیحی دارند ارائه کنند . البته زرتشتیان در توجیه این عوام فریبی میگویند که منظور از « دادن دختر به مردان اشو » به ازدواج در آوردن است . در حالیکه برای هر عاقلی روشن است منظور اهورامزدا ( ! ) از این دستور ، پیشکش و هدیه دادن دختران بی گناه به اشون مردان است . به هر روی اگر ازدواج هم در میان باشد ، چرا دختر باید برای بخشیده شدن گناه پدرش فدا شود ؟؟؟ اصلاً چرا باید به زور در بستر یک اَشَوَن - مرد برود ؟

 

+ نوشته شده در  ساعت ۱۵:۳۹ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

هنگامي که زن در خانه مزدا پرست نشان حيض ببيند بايد يک معبر در خانه که از گياه و درخت خالي باشد انتخاب نمايد و زمين آن را سنگ ريزه نرم بپاشد وآن را از نصف ، از سه يک ، از چهار يک يا از پنج يک خانه جدا کند و الا ممکن است ديد زن به آتش افتد و...

اگر مدت حيض او از سه شب و روز بگذرد و همچنان حائض بماند بايد تا پايان شب چهارم و اگر پاک نشد تا شب ششم واگر پاک نشد تا شب هشتم و تا شب نهم اگر پاک نشود در جايگاه خود بماند.اين زن هر گاه بعد شب نهم باز در خون حيض باشد، معلوم مي دارد که ديو ها به او مستولي شده اند و او را در حالت دشتان باقي نگاه داشته اند و در جشن و بزرگداشت خودشان آفت خود را به اين زن نازل ساخته اند.

در اين صورت جايي را انتخاب مي کنند که از گياه و درخت هيچ پوششي نداشته باشد.پس سه گودال و سوراخ در زمين مي کنند و زن در دو گودال نخست با گوميز يا ادرار گاو غسل مي دهند و در گودال سوم با آب شستشو مي دهند. اگر در فصل تابستان باشد بايد دويست مورچه دزد دانه غله و در زمستان دويست خرفستر(حشره) که مخلوق اهريمن هستند از هر نوع بکشد.  ونديداد  فرگرد ۱۵ نوشته موبدان زمان ساساني

 

+ نوشته شده در  ساعت ۱۵:۳۶ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

او ک ب فقیرترین ریس‌جمهور جهان شهرت دارد حالا در صف انتظار یک بیمارستان دولتی در پایتخت اروگوئه دیده میشود. در حالی که میتواند از بهترین بیمارستانها و امکانات کشورش استفاده کند. او حتی هر ماه حدود ۹۰٪ از حقوق ریاست جمهوری خود را ب موسسات خیره میبخشد.
البته دین هم ندارد!! نماز هم بلد نیست بخواند!!پیغمبری مثل محمد(ص)ندارد!!امامی مثل علی ندارد!!
پس چه شده که صاحب چنین روح بزرگ و متعلالی شده؟یا بهتر بگویم مسئولان ما چرا از این کارها بلد نیستند؟مسئولانی که هم ادعای تاریخ پرگهر دارند و هم ادعای دینی مبین؟؟؟!!
و چه خوش گفت علی شریعتی:«رجال را به حق بشناسد و ارزیابی کند؛ نه حق را به رجال.»

و این برگرفته از حدیث نورانی علی علیه السلام هست

در ماجرای جنگ جمل که عده ای از رویارویی اصحاب گیج شدند چون 

یه طرف عایشه ام المومنین بود و طلحة الخیر و زبیر که به فرموذه پیامبر شمشیر اسلام هست

و در طرف دیگر حضرت علی علیه السلام و عمارو...

که مضمون حدیث امام این هست که

 حق را بشناسید تا اهل حق را بشناسید

ونه  به سوابق افراد نگاه کنید

+ نوشته شده در  ساعت ۱۶:۳۷ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

 

 

باقی نما متن ها در صفحه بعد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت ۱۶:۳۲ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

موبد برجسته رستم شهزادی ـ رئیس سابق انجمن موبدان تهران ـ می نویسد:
«در واقع کسی که پیرو وهومن و طرفدار صلح و آشتی و بی آزاری و خیرخواهی باشد، هیچ گاه حاضر نخواهد شد اندک اذیتش، حتی به موری برسد.» (جهان بینی زرتشتی، رستم شهزادی، تهران، انتشارات فروهر، چاپ دوم، ۱۳۸۸، ص ۶۱ ـ ۶۲)

در حالی موبد شهزادی ادعای آزار نرساندن به مورچه ها را دارد که در کتاب های این دین سفارش های فراوان به کشتار مورچه ها کرده اند و ثواب فراوان برای این کار بر شمرده اند. عجیب است که کشتن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت ۱۶:۲۱ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

پژوهشگر سرشناس جناب رحیم پور ازغدی به پاره ای از ویژگی های ایران باستان و مردم آن دوران پرداخته است.
وی به این امور پرداخته است: چهارشنبه سوری، نژاد آریایی، نقد باورهای آریایی ها، فروهر، دین ایرانی ها در باستان، ازدواج با محارم و…

آدرس فیلم/http://www.aparat.com/v/Wk46e

+ نوشته شده در  ساعت ۱۶:۱۷ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

+ نوشته شده در  ساعت ۱۴:۳۳ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

 

روزی یک «یهودی» و یک «مسلمان» با هم اختلاف کردند ولی «حق» با «یهودی» بود. «مرد یهودی» پیشنهاد داد که نزد حضرت «محمد» (ص) بروند تا بین آنان قضاوت کند.

اما «مسلمان» (که می دانست «پیامبر» (ص) بر اساس «عدالت» داوری می کند) قبول نکرد و گفت نزد «کعب بن اشرف» (یکی از بزرگان «یهود» بود) برویم. زیرا می خواست به او «رشوه» بدهد تا «برنده» شود.

این جا بود که آیه نازل شد که بعضی ها، ادعای مسلمانی دارند و به جای «مخالفت با طاغوت»، «داوری» را به او می دهند![۱]

در داستان بالا، «قرآن» رفتار یک «مسلمان» را رد می کند و «حق» را به «یهودی» می دهد! یعنی اگر یک «مسلمان»، بر اساس «عدالت» رفتار نکند، اولین کسی که او را محکوم می کند، خودِ «اسلام» و «قرآن» است.

برعکس، اگر یک «یهودی»، بر اساس «عدالت» حکم کند، اولین کسی که از او دفاع می کند، «اسلام» و «قرآن» می باشد.

لذا «قرآن» دعوا بین «مسلمان» و «غیر مسلمان» را مطرح نمی کند، بلکه دعوا بین «مستکبر» و «مستضعف» را مطرح می کند.

اما متاسفانه، «وهابی های تکفیری» فکر می کنند که دعوا بین «مسلمان» و «غیر مسلمان» است! یا بین «شیعه» و «سنی» است. برای همین، اگر کسی «شیعه» بود (هر چند «عادل» باشد) باید کشته شود و اگر کسی «وهابی» باشد (هر چند «ظالم» باشد) باید بمان

لذا می گفتند که «آزاد کردنِ بقیع» از «آزاد کردنِ قدس» مهم تر است. زیرا در «بقیع»، بحث «شیعه» و «سنی» است ولی در «فلسطین»، بحث «سنی» و «یهودی» است و به ما ربطی ندارد!

و همین ها معتقد بودند که در «جنگ سوریه»، فقط باید از «حرم حضرت زینب» (س) دفاع کرد (چون بحث «شیعه» و «سنی» است) اما اگر کل کشور «سوریه» به دست «صهیونیست» ها افتاد، زیاد مهم نیست. (چون ربطی به «شیعه» ندارد!)

اما «اسلام» می گویند که باید از «مستضعف» (چه «شیعه» باشد، چه «سنی»، چه «مسیحی» و …) دفاع کرد. «مستضعف» با «ضعیف» فرق می کند. «ضعیف» کسی است که خودش، «ناتوان» است. اما «مستضعف» به کسی می گویند که «دیگران» او را «ضعیف» کرده اند و باید با «مستکبِر» مبارزه کرد.

+ نوشته شده در  ساعت ۱۴:۶ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

احکام حقوقى زن و مرد

هر گاه شوهرى به زن خود مى گفت: از این لحظه تو آزاد و صاحب اختیار خودت هستى،

این زن از نزد شوهر رانده نمى شد و اجازه داشت

که به عنوان زن خدمتکار یا چاکرزن شوهر دیگرى اختیار کند

و فرزندانى که از ازدواج جدید در حیات شوهر اولش بوجود مى آورد

، از آن شوهر اولش بود. شوهر حق داشت

یگانه زن یا یکى از زنانش و حتى زن ممتازش را به مرد دیگرى عاریه بدهد

تا این مرد از خدمات آن زن استفاده کند

. در این عاریه دادن، رضایت زن شرط نبود

. فرزندانى که در این ازدواج متولد مى شدند،

متعلق به خانواده شوهر اول بودند

و مانند فرزندان او محسوب مى شدند.

این اعمال را از کارهاى خیر مى دانستند

و آن را کمک به یک هم دین تنگدست مى خواندند.

22] - جلد 2 وندیداد، با پژوهش آقای هاشم رضی، ص 925.

+ نوشته شده در  ساعت ۲۰:۴۶ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

احکام طهارت

۱ – خواندن اوستا

۲ – طهارت و پاکی درون با آشامیدن « نیرنگ » ( ادرار تقدیس شده ی گاو) با کمی از خاکستر آتش مقدس

۳ – و طهارت و پاکی بیرون که با سه عامل « گمیز» ( ادرار تقدیس نشده ی گاو ) سنگ و آب انجام می شود.

طهارت برای دعا و نماز

  • فرد پاک دین باید پیش از هر نماز و دعا و نیایش پادیاب (= وضو) کند : « در بامداد وقتی از خواب بر می خیزد ابتدا باید با گومیز دست و روی و چشم و گوش و پای را بشوید : دست از ساعد تا سر دست سه بار ، روی از بیخ گوش تا زیر زنخدان ، سه بار پای تا سر ساق »[25]
  • افرادی که مرده ای را به دخمه برده اند ناپاکند باید در همانجا بفاصله ی چند گام دورتر از مرده بنشینند تا مزداپرستان برایشان ادرار بیاورند که سر و تن خود را بشویند. ادرار های پاک کننده عبارت اند از: ادرار چهارپایان کوچک ، ادرار سنوران ، ادرار زنی که ختودت کرده باشد و ادرار مردی که ختودت کرده باشد.[26]

[25] - شایست ناشایست ۲۱ ، بندهش ۳۵ ، ۵۰ ، ۷۴ و وندیداد ۲ / ۲۴ – ۷۲۱۷.

[26] - وندیداد ۲ / ۸۶۷ / ۸ / ۱

+ نوشته شده در  ساعت ۲۰:۴۲ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

 مفهوم حقوق بشر مفهومی نوین و مدرن است کە بعد از رنسانس اروپا و در طی سالهای سدە بیستم مطرح شدە است، نە در دوران چنین ظالمی کە مدام بە مردمان سرزمینهای دیگر نامە مینوشت و از آنان دو چیز میخواست: "خاک و آب" و این یعنی همە چیز آن ملل. اگر پاسخ ملت مقابل خیر بود بە آنان حملە میکرد و اگر پاسخ آری بود نیز بایستی بردەاش میشدند و بە او باج و خراج و زن و سرباز میدادند.
آری هرودوت را باید بە دقت خواند تا چهرە کریە کوروش را دریافت و عظمت شاه زن ملت "ماساژت"را نیز دریافت. شاه زنی کە حتی حاضر بود از خون فرزندش کە توسط کوروش ریختە شدە بود جهت صلح و پایان جنگ بگذرد و بە کوروش میگفت کە بە این جنگ پایان دهد اما کوروش مدام از او خاک و آب طلب میکرد. و چنین بود هنگامی کە کوروش کشتە شد، این شاه‌زن، جنازە کوروش را با خون شست و گفت: ای کوروش، تو تنها خاک و آب نیمخواستی، تو تشنە خون بودی و اکنون تو را سیر آب میکنم!
از دیگر جعلیات تاریخ نوین ایران است کە پان ایرانیستها در شهر پرس پولیس، شهری کە آثارش همە توسط معماران بردە ماد و آشور و بابل و فنیقی و غرە ساختە شدە است، قبری را ساختەاند و نامش را نهادەاند قبر کوروش! این در حالیست کە کوروش هزاران کیلومتر دورتر کشتە شدە بود و ممکن نبودە است کە بتوانند جسد تکە تکەاش را ارتشش، ارتشی کە متلاشی سدە و دیگر وجود نداشت بە این مکان برگردانند. این قبر نیز چیزی جز جعل نیست.
قسمتی از کتاب، تاریخ،هردوت: جلد اول، صفحە ٢٧٩:

+ نوشته شده در  ساعت ۱۴:۵۴ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

منشور کوروش: 

بدون تردید همه ما با منشور یا استوانه منسوب به کوروش کبیر آشنا هستیم. منشوری که به عنوان اولین اعلامیه حقوق بشر جهان شناخته می شود. این منشور در واقع فتح نامه ای است که بعد از تصرف بابل و ظاهرا به پیروی از سنت متداول میان پادشاهان سومری و بابلی به دستور کوروش روی لوحی استوانه ای شکل نوشته و مکتوب شده است.

بسیاری از بخش های این لوح به دلیل شکستگی از میان رفته است ولی از آنچه باقی مانده مشخص است که این لوح از دو قسمت تشکیل شده. بخش اول با توجه به نوع نوشتار و سخن گفتن از کوروش و نبونئید به صورت شخص سوم آشکار است که توسط شخصی غیر از کوروش، شاید کاتب استوانه یا یکی از کاهنان بابلی نوشته شده است. این بخش از خط اول تا خط نوزده استوانه را در بر گرفته است. 
در این قسمت، کاتب مقدمه ای درباره شهر بابل، خدای مردوک، نبونئید، چگونگی فتح بابل، حمایت خدای مردوک از کوروش و سپاهیانش و حمایت مردم و بزرگان بابل، سومر و آکد از وی نوشته است.

آیا سخنانی که به کوروش نسبت می دهند راست است؟(ناقص)


بخش دوم استوانه که از خط بیستم تا آخر را دربر گرفته و طولانی تر از قسمت اول است، از زبان کوروش و توسط کاتب نوشته شده است. در این بخش کوروش بعد از معرفی خود و پدرانش به چگونگی تصرف بابل و بازگرداندن ایزدان اقوام مختلف به جایگاه و مقر اصلی شان و آزاد کردن بردگان و برقراری صلح در سرزمین های تابع خود و بازسازی نیایشگاه و دیوار بابل می پردازد.

به غیر از استوانه اصلی، در سال 2010 دو قطعه کتیبه مسطح گلی در موزه بریتانیا شناسایی شد که قبل از این به اشتباه به عنوان یک متن پزشکی طبقه بندی شده بود. با بررسی و مطالعه دوباره این کتیبه ها مشخص شد که آنها در واقع نسخه های دیگری از منشور کوروش هستند. در این قطعات بخش هایی از منشور اصلی که شکسته شده، وجود دارد.

همچنین در ابتدای قرن بیستم دو قطه استخوان توسط یک پزشک چینی به کاخ - موزه پکن اهدا شد که نوشته هایی به خط میخی روی آنان وجود داشت. پس از بررسی های بسیار مشخص شد که این استخوان ها حاوی سطرهای 18 تا 21 استوانه کوروش و برخی قسمت های ناقص آن هستند.

نکته مهم در منشور کوروش و قطعات پیدا شده بعدی این است که در متن هیچ یک از آنان هیچ پند و اندرزی که بتوان به عنوان منبع و مأخذ سخنان حکیمانه نسبت داده شده به کوروش معرفی کرد وجود ندارد.

+ نوشته شده در  ساعت ۱۴:۴۰ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

کوروش نه تنها برای ایرانیان بلکه برای مردم جهان شخصیت شناخته شده و قابل احترامی است اما متاسفانه در سال های اخیر گروهی از نویسندگان شاید ناخواسته شخصیتی افسانه ای از کوروش ساخته و گفته ها و کرده هایی غیرواقع را به او نسبت داده اند که هیچ پایه و اساسی ندارد.

آیا سخنانی که به کوروش نسبت می دهند راست است؟(ناقص)


اغراق گویی ها و داستانسرایی های این دست نویسندگان را شاید بتوان ناشی از علاقه و میل به برجسته نشان دادن صفات نیک و والای این شخصیت مهم تاریخی دانست اما باید پذیرفت که اینگونه سهل انگاری ها بیشتر منجر به خدشه دار شدن چهره واقعی آن شخصیت تاریخی شده و در نهایت نتیجه ای عکس حاصل خواهد شد.

چاپ و نشر کتاب هایی بدون منبع و ماخذ در قطع های مختلف و تحت عناوینی مانند اندرزها یا سخنان حکیمانه کوروش و درج نوشته ای تحت عنوان وصیت نامه او در انتهای این قبیل کتاب ها در سال های اخیر و دست به دست شدن این نوشته ها در شبکه های اجتماعی بهانه ای شد برای پرداختن به صحت و سقم این نوشته ها و همچنین بررسی سنگ نبشته ها و کتیبه های به جای مانده از کوروش بزرگ و آنچه مورخین و نویسندگان دوره هخامنشی و نزدیک به زمان کوروش درباره وی نوشته اند.

در طول تاریخ ایران، کوروش هخامنشی شاید تنها شخصیتی باشد که بارها و بارها درباره او گفته اند و نوشته اند و زندگی او را از زوایای مختلف مورد بررسی و کنکاش قرار داده اند.  او مردی بود با کفایت و مدبر، سیاستمداری فهیم و جنگاوری سلحشور که توانست در مدت زمانی کوتاه و با سرعتی اعجاب آور، ضمن فایق آمدن بر ناهنجاری های برآمده از حکومت مادها، پادشاهی های مقتدری همانند لیدیه و بابل را مطیع و امپراتوری قدرتمند و قلمرویی عظیم شامل اقوام و ملل متنوع پایه گذاری کند.

کوروش به واقع پادشاه بزرگی بود اما برای شناخت بیشتر او و باخبر شدن از اینکه آیا صحبت هایی که به او نسبت می دهند واقعی است یا دروغین، باید سراغ چیزهایی برویم که امروز از کوروش باقی مانده. آیا مدرک محکم و قابل اطمینانی که نوشته یا گفته کوروش کبیر باشد و بتوان این سخنان و اندرزها را منسوب به آن کرد امروزه باقی مانده است.




+ نوشته شده در  ساعت ۱۴:۳۹ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

 

پو

 

پوسترهایی را در مورد هخامنشیان عرضه می کنیم و مسئولیت صحت مطالب به عهده ی تصویرگران است.

البته منظور در زرتشت تحریف شده  هست

و بنا بر اینکه کورش ذوالقرنین نباشد

قصد مان این هست که از افراط دروغگویی عده ای در مورد کورش 

و تحقیر نادرست او جلوگیری شود

+ نوشته شده در  ساعت ۲۱:۵۷ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

قضیه ی مباهله ی استاد رائفی پور با عده ای از اهل سنت و گرفتار بلا شدن آنها را از زبان ایشان ببینید و بشنوید

+ نوشته شده در  ساعت ۲۱:۴۸ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

 

 

سابقه‌ی برده‌داری در ایران پیش از اسلام:
«بنده‌ای که به عنوان کارگر به دیگری کرایه داده شود کارفرما باید مزد او را به مالک بنده بدهد.»
قانون مدنی زرتشتیان در زمان ساسانیان، ترجمه: موبد شهزادی، ص 
۶۶

+ نوشته شده در  ساعت ۲۱:۴۶ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 


خانم دکتر کتایون مزداپور ـ پژوهشگر زرتشتی و نویسنده ی آثار زرتشتی ـ در مصاحبه با مجله ی هفت آسمان (بهار ۱۳۸۴، شماره ۲۵، صفحه ۱۶) تصریح کرده است که هنوز زرتشتی های هند مردگان خود را در دخمه می گذارند (برای مصرف کرکس ها!) می گوید:
«ایرانیان کمتر پایبند به سنت اند و پارسیان هند از این بابت ایرانیان را پنهانی و در نظر، سرزنش می کنند. مثال این سنت شکنی در ایران ترک رسم دخمه گذاری جسد است. امروزه حتی دخمه های ایرانی را مردم معصب دارند خراب می کنند تا به خیال خود ثواب کرده باشند، حال آن که پارسیان هند با همه ی دشواری ها و معضلات هنوز آن آداب کهن (دخمه گذاری اموات) را حفظ کرده اند و دخمه ی بمبئی مثل بهشتی زیبا و دلگشا است و پر از صفایی نادر و غریب.»

+ نوشته شده در  ساعت ۲۱:۴۵ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

 رواندى به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت كرده است .(1) كـه چـون دخـتـر یـزدجـردبـن شهریار آخرین پادشاهان عجم را براى عمر آوردنـد و داخـل مـدیـنـه كـردنـد جـمـیـع دخـتـران مـدیـنـه بـه تـمـاشـاى جـمـال او بـیـرون آمـدند و مسجد مدینه از شعاع روى او روشن شد. و چون عمر اراده كرد كه روى او بـبـیـنـد مـانـع شد و گفت : سیاه باد روز هرمز كه تو دست به فرزند او دراز مى كـنـى . عـمـر گـفت : این گبرزاده مرا دشنام مى دهد و خواست كه او را آزار كند، حضرت امیر عـلیـه السـلام فـرمـود كـه تو سخنى را كه نفهمیدى چگونه دانستى كه دشنام است ، پس عمر امر كرد كه ندا كنند در میان مردم و او را بفروشند. حضرت فرمود: جایز نیست فروختن دخـتـران پـادشـاهـان هر چند كافر باشند، و لیكن بر او عرض كن كه یكى از مسلمانان را خـود اخـتـیـار كـنـد و او را بـه تـزویـج كـنـى و مـهـر او را از عـطـاى بـیـت المال او حساب كنى .
عـمـر قـبـول كـرد و گـفت : یكى از اهل مجلس را اختیار كن ! آن سعادتمند آمد و دست بر دوش مـبـارك حـضرت امام حسین علیه السلام گذارد، پس حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام از او پرسید به زبان فارسى كه چه نام دارى اى كنیزك ؟
عـرض كـرد: جهانشاه . حضرت فرمود: بلكه تو شهربانو به نام كرده اند، عرض كرد: ایـن نـام خـواهـر مـن است . حضرت باز به فارسى فرمود: راست گفتى ، پس رو كرد به حـضرت امام حسین علیه السلام و فرمود كه این باسعادت را نیكو محافظت نما و احسان كن بـه سـوى او كـه فـرزنـدى از تـو بـه هـم خـواهـد رسـانـیـد كـه بـهـتـریـن اهـل زمـیـن بـاشـد بـعـد از تـو، ایـن مـادر اوصـیاء ذریه طیبه من است ؛ پس حضرت امام زین العابدین علیه السلام از او به هم رسید.
و روایـت كـرده اسـت كـه پیش از آنكه لشكر مسلمانان بر سر ایشان بروند شهربانو در خـواب دیـد كـه حـضـرت رسـول صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلم داخـل خـانـه او شـد با حضرت امام حسین علیه السلام و او را براى آن حضرت خواستگارى نـمـود و بـه او تزویج كرد. شهربانو گفت كه چون صبح شد محبت آن خورشید فلك امامت در دل مـن جـا كـرد و پـیـوسـتـه در خـیـال آن حضرت بودم . چون شب دیگر به خواب رفتم حـضـرت فـاطـمـه عـلیـهـمـا السـلام را در خـواب دیدم كه به نزد من آمده و اسلام را بر من عـرضـه داشـت و مـن به دست مبارك آن حضرت در خواب مسلمان شدم ، پس فرمود كه در این زودى لشكر مسلمانان بر پدر تو غالب خواهند شد و تو را اسیر خواهند كرد و به زودى بـه فـرزند من حسین علیه السلام خواهى رسید و خدا نخواهد گذارد كه كسى دست به تو بـرسـانـد تـا آن كـه بـه فرزند من برسى و حق تعالى مرا حفظ كرد كه هیچ كس به من دسـتـى نـرسـانید تا آن كه مرا به مدینه آوردند و چون حضرت امام حسین علیه السلام را دیـدم دانـسـتـم كـه هـمـان اسـت كـه در خـواب بـا حـضـرت رسـول صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلم بـه نـزد مـن آمـده بـود و حـضـرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلم مرا به عقد او در آورده بود و به این سبب او را اختیار كردم .(2)
و شـیـخ مـفید ـ رحمه اللّه ـ روایت كرده است كه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام حریث بن جابر را والى كرد در یكى از بلاد مشرق و او دو دختر یزدجرد را براى حضرت فرستاد، حـضـرت یكى را كه ( شاه زنان ) نام داشت به حضرت امام حسین علیه السلام داد و حـضـرت امـام زین العابدین علیه السلام از او به هم رسید و دیگرى را به محمدبن ابى بـكـر داد و قـاسم جد مادرى حضرت صادق علیه السلام از او به هم رسید. پس قاسم با امام زین العابدین علیه السلام خاله زاده بودند انتهى .(3) 
درباره ازدواج امام حسین (ع) با بی بی شهربانو دخــتر یزدگرد سوم

+ نوشته شده در  ساعت ۲۱:۹ بعد از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  | 

+ نوشته شده در  ساعت ۳:۰ قبل از ظهر  توسط ایرانی حقیقت دوست(بهروز)  |