در دین زرتشت 3 منجی وجود دارد که در پایان واپسین هزاره ها ظهور می کنند. دو منجی اول منجی خاص پایان عالم نیستند آنها زمینه ساز ظهور منجی سوم (سوشیانت) هستند و مردم را تنها برای مدتی از سختی های آخر الزمان نجات می دهند. اولین منجی زرتشتیان، هوشیدر هست که در سن سی سالگی به چنان مقام والایی می رسد که می تواند با اهورامزدا و امشاسپندان هم صحبت شود و تحت آموزش آنها قرار می گیرد. (1) شرایط پس از ظهور اولین منجی در زمان ظهورش باران فراوان می بارد و به معجزه ی او خودرشید 10 روز در وسط آسمان می ایستد. (2) جهان مدتی از زشتی ها پاک می گردد و افراط و تفریط از بین می رود. (3) انسانها نیکوکار می شوند، به یکدیگر حسد و کینه نمی ورزند و طبیعت برای مدتی خرم و آباد می شود. (4) در زمان هوشیدر جمعیت دینداران به دوسوم می رسد و یک سوم آنها همچنان به دروغ و زشتی مشغولند.(5) غلبه ی نیکی و راستی در این زمان پایدار نیست و نیروهای اهریمنی دوباره بر انسان ها چیره می شوند و دیو ملکوش(6) زمین را ویران می کند و بارندگی آنقدر ادامه پیدا می کند تا تمام موجودات از بین می روند. در این زمان اهورامزدا فرمان می دهد که تخم نژاد آفریده ها – مثل انسان و چهارپایان و... که در باغ جمشید محفوظ بوده اند- می رویند و مجدداً زمین پر از موجودات می شود. سی سال قبل از پایان یافتن این هزاره، هوشیدرماه، که منجی دوم زرتشتی است به دنیا می آید. پی نوشت ها: 1- سنجانا، ج7، فصل7، بند6. 2- همان، بند58. 3- همان، بند58. 4- راشد محصل،نجات بخشی در ادیان، ص28. 5- دینکرد، کتاب7، فصل8، بند13. 6- شخصیتی اهریمنی که در اوستا به کار رفته است، او سرما و زمستانی سخت در پایان هزاره هوشیدر به وجود می آورد. منبع: برداشت از کتاب گونه شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ اول، بهار 1389.

+ نوشته شده در  ساعت 22:57  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

پیامبراسلام  شخصیتی فوق العاده بود گلی بود در کویر و یتیمی کتاب ناخوانده و قرآن کریم کتابی بود که این پیامبر از دامن جاهلیتی تاریک جزیرةالعرب  برای هدایت انسان ها  آورد

ابعاد معجزه (قرآن) پیامبر کتاب ناخوانده  بسیار است از مباحث علمی گرفته مثل زوجیت گیاهان و.. تا اخبار غیبی و فصاحت بلاغت .

و اخیرا بعد جدید عجیب غریبی اضافه شده و آن اعجاز ریاضی قرآن می باشد که برای  طالبان بی تعصب حقیقت حیرت آور و اتمام حجتی محکم است  که نشان دهنده آن می باشد که حتی یک کلمه اضافه و کم نشده از قرآن و کلمات آنطور که نوشته میشوند و نه خوانده میشود محاسبه شده است

نمونه های از این اعجاز مثلا تعدا د حروف بسم الله الرحمن الرحیم  19 حرف می باشد و تعداد سوره های قرآن هم 114 است که مضرب 19 می باشد 6×19=114

یا مثلا در این کلمات قرآن دقت فرمائید

مَن أصْدقُ مِنَ الله؟! !

.کلمات این بخش و تعداد حروف آنها به قرار زیراست:

وَ

مَنْ

أَصْدَقُ

مِنَ

اللّهِ

قِیلاً

1

2

4

2

4

4


این عدد رابه همان ترتیب که نوشته شده درنظرگیرید : 442421 که بر7 بخشپذیراست :
442421 = 7 × 63203
و شگفت آنکه این بخشپذیری برعدد 63203 نیز صادق است : 63203= 7 × 9029
این معجزه ادامه دارد چراکه اگرحروف اسم (الله) رادرهرکلمه بخش قرآنی مذکور بشماریم هم تناسبی با عدد7 خواهیم یافت :

وَ

مَنْ

أَصْدَقُ

مِنَ

اللّهِ

قِیلاً

0

0

1

0

4

2


عدد 240100 از مضارب 7 می باشد :240100 = 7 × 34300
ادامه در صفحه بعدی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 23:54  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

 وقتی اسفندیار به ترکستان حمله کرد و مردم آنجا را قتل عام کرد زرتشت و زرتشتیان او را ستودند و می ستایند ! اسفندیار در حمله به آنجا نوامیس مردم را دزدید ! و ستوده شد ! در اویتا از مردم خواسته شده است که دختران خود را به زرتشت دهید تا با آنها همبستر شود تا گناهان شما بخشیده شود !! هیچ دینیبه اندازه ی دین زرتشتی قتل و غارت و جنایت انجام نداد. اگر مایل باشید و گوش شنین داشته باشید مورد به مورد برایتان توضیح خواهم داد.

زنان و دختران از نژاد اهریمن هستند (بندهشن) . هرکس از زرتشت اطاعت نکند سزاوار مرگ است. مصرف بنگ راهی برای رسیدن به خداست ! و ...

 همه ی دروغهایی که در گذر تاریخ بار ملتها کرده اید ! 

همه ی این کار ها در مقابل رفتارهای زشت زرتشتیان در قتل عام مردم دیگر سرزمین ها و حتی قتل عام هم وطنانشان چیزی نیست ! 

اسفندیار و قتل عام مردم ترکستان با حمایت و تحریک زرتشت :
http://zartoshtquest.blogfa.com/post/37

زرتشت گفت هرکس از من پیروی نکند سزاوار مرگ است ... :
http://zartoshtquest.blogfa.com/post/45

قتل و طرد معلولان جسمي و ذهني در دين زرتشتي :
http://zartoshtquest.blogfa.com/post/57

حتی انوشیروان دادگر به مردم خودش هم رحم نکرد : 

قتل عام مردم گیلان و دیلمان به دستور انوشیروان :
http://www.adyannet.com/news/1644

قتل عام مردم بلوچستان به دست انوشیروان :
http://www.adyannet.com/news/1438

و صدها مورد از قتل و غارتها و تجاوزات  به دیگر ملتها و .
+ نوشته شده در  ساعت 23:54  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

+ نوشته شده در  ساعت 21:35  توسط ایرانی حقیقت دوست 

در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 17 ،بند 11 آمده است افرادی که « داد » یعنی قوانین دین مزداپرستی ( زرتشتی ) را نایدیده بگیرند ، سرکش هستند و سزاوار مرگ اند !

برای مثال در باب گرفتن مو و ناخن زرتشت میگوید که این موها و ناخن های چیده شده را باید دور از آتش و آب و ... قرار داد و بر ان دعایی ویژه ( که غیر زرتشتیان بلد نیستند ) را 9 مرتبه بخوانند . سپس باید با خواندن دعایی ویژه این ناخن ها و ... را به پرنده ای به نام « اشوزوشتا » هدیه بدهند تا بخورد . ( اوستا ، وندیداد ، فرگرد 17 بند 1 – 10)

و در نهایت اگر کسی به این دستور العمل عمل نکند ، بنا به گفته ی زرتشت در همین فرگرد ، بند 11 ، سزاوار مرگ است .

بنگرید به :

اوستا ، پژوهش استاد پورداود ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ؛ نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 ص 843 - 844 


وشبیه به این در فرگرد 16 بند 18 :

وندیداد ، پژوهش ژام دارمستتر ، صفحه 246 ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش ، صفحه 241

اوستا ، پژوهش استاد پورداود ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ؛ نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 ص 839

+ نوشته شده در  ساعت 20:52  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

خشونت و کشتار مخالفین و حتی غیر زرتشتیان بیگناه ( به صرف نپذیرفتن عقائد زرتشت ) یکی از اصلی ترین آموزه های دین زرتشتی است .
از جمله :
اوستا ، خرده اوستا ، ماه نیایش ، بند 10 :
« فرزندان دلیر را افزونی بخشید ، از آن دلیران پایدار انجمنی پیروز شکست ناپذیر که همستاران را به یک زخم از پای درآورند ، که دشمنان را به یک زخم شکست دهند و رنج و ناکامی رسانند ... »
یشتها ، فصل 1 ( هرمزدیشت ) ، بند 26 – 27 :
« ای زرتشت ...
با یاری سپندارمذ ، دشمنی دیو را از هم بپاشید و او را پریشان کنید ، گوشهایش را بردرید ، دستهایش را بربندید ، رزم افزارش را درهم شکنید و به زنجیرش درکشید ، بدان سان که هماره دربند ماند . »
و در فصل 3 ( اردیبهشت یشت ) ، بند 10:
« آن که هزار بار هزار تن و ده هزار بار ده هزار تن از این دیوان را بکشد ، ناخوشیها را بر اندازد ، ... »
و در بند 11 و 12 و ... از برانداختن و نابودکردن پیروان دیوان سخن گفته و این کار را می ستاید .و در بند 13 آمده است که اگر کسی چنین کند یعنی هزاران و ده ها هزار دیو و پیروان آنان ( بنا بر بند 11 و 12 و ... ) را بکشد اهریمن را از فراز آسمان سرنگون میکند ! و میدانیم که این کردار ( کردار نیک زرتشت ! ) مورد ستایش اهورامزدا قرار دارد !

نگاه کنید به :اوستا ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، تهران ، چاپ شانزدهم ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان
 

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:17  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

در اوستا آمده است که زرتشت میگوید یکی از راههای رسیدن

به آمرزش و بخشیده شدن گناهان بزرگ ، کشتن ده هزار کرم خاکی است

.در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 14 بند 1 تا 13 آمده است

که اگر کسی مرتکب گناهی شد برای نجات از آلودگی این گناه

( و رسیدن به پاکی و خوشبختی واقعی ) باید کارهایی را انجام دهد

از جمله کشتن ده هزار کرم خاکی ؛ که درفرگرد 14 بند 5 گفته شده است .

نگاه کنید به : اوستا ،گزارش دکتر دوستخواه؛ جلد 2 صفحه 818 ؛ انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان وندیداد ، گزارش جیمز دارمستتر ، صفحه 224 ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش

+ نوشته شده در  ساعت 3:28  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

 

 

 

دکتر علی شریعتی می گوید:

«اگر ما تمدن اسلامی را نفی کنیم و تأثیر اسلام و موقعیت اسلام را در تاریخ ایران نفی کنیم، ناچار برای نشان دادن عظمت و غنای فرهنگ ایرانی، باید به ایران باستان بپردازیم، یعنی به دوره ای که اسنادی از آن نداریم، شخصیت هایی غیر از بزرگمهر از آن نمی شناسیم و نبوغ ها و آثار علمی مشخص و مستند و آثار فرهنگی و فلسفی و هنری کاملاً بارز و جهانی نداریم، جز یک مقدار ویرانه‌هایی، که از لحاظ معماری ارزش بسیار بزرگ دارد و یک مقدار نوشته های اواخر دوره ساسانی، که از نظر علمی هیچ ارزش ندارد!… می بینید چیزی نیست که بشود به آن به عنوان افتخار فکر و نبوغ یک ملت بزرگ، مانند ملت ایران، استناد کرد. نمی شود بر مجسمه های خراب شده، بر قیافه های موهوم، بر خاطره های بی پایه و بر افتخارات و حماسه های اساطیری متکی شد و در دنیای علم و منطق و تحقیق امروز ملتی را دارای نبوغ و استعداد خارق العاده شناساند.

اما برعکس، وقتی در تاریخ اسلام نگاه می کنیم، به یک معجزه بزرگ می رسیم. چه معجزه ای؟  معجزه اینکه همین ملتی که در دوره ساسانیان و در دوره اشکانیان، جز شخصیت های نظامی و سیاسی، کسی را از آن نمی شناسیم و یک نابغه، یک فیلسوف بزرگ و یک دانشمند جهانی از آن به یاد نداریم … بعد از اسلام، … بزرگترین نبوغ های جهانی در فلسفه، ادب، هنر، علم، سیاست و مسائل اجتماعی و فرهنگی عرضه می کند، کسانی که امروز می توانیم آن ها را به دنیا معرفی کنیم، و نبوغ و عظمت کارشان سندیت دارد و آثارشان موجود است و دنیا این آثار را می‌شناسد. صدها بوعلی، خورازمی، فردوسی، کندی و امثال این ها، در رشته های مختلف، در شیمی، در فیزیک و … هستند.» (علی، حیات بارورش پس از مرگ، چاپ ۱۳۴۸ش، ص ۳۰ ـ ۳۲)

منبع سایت گفتگو با زرتشتیان

+ نوشته شده در  ساعت 5:16  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

*دکتر فرهنگ مهر در کتاب "دیدی نو از دینی کهن"، صفحه 71 چنین نوشته است:
«خودداری زرتشتیان از آلوده کردن آتش ـ ریختن چیزهای ناپاک و جانوران مرده ـ روی آتش، برای جلوگیری از آلوده شدن هواست.»

نخیر؛ آلوده نکردن آتش، برای احترام به آتش است نه آلوده نشدن هوا؛ چون:دیدی نو از دینی کهن
یک) بی تردید جسد حیواناتی چون سگ و گربه اگر دفن نشوند (چون خاک آلوده می شود) و سوزانده هم نشوند، هم هوا بیشتر آلوده می شود و هم انواع حشرات (خرفستران) تجمع کرده، تکثیر می شوند و انواع بیماری ها را به دنبال دارد. در حالی که سوزاندن آنها عوارض کمتری به دنبال دارد.
دو) زرتشتی ها در کنار آتش، پارچه ای به نام پنام، جلو بینی و دهان خود می بندند تا نفس آنها به آتش نرسد. در حالی که اگر میکروب دهان به آتش برسد، زودتر از بین می رود و هوا سالم تر می ماند.
سه) خود آتش، هوا را آلوده می کند؛ زیرا از یک سو اکسیژن را مصرف می کند و از سوی دیگر گاز و دود حاصل از مواد سوختنی، سبب آلودگی هوا می شود. پس اگر واقعا هدف زرتشتیها حفظ هوا از آلودگی است، آتش روشن نکنند

منبع سایت گفتکو با زرتشتیان

+ نوشته شده در  ساعت 10:16  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

 

 

 

اگر همین امروز به آتشکده ای شهر خود بروید و این سوال را مطرح کنید ؟ جوابی را که خواهید شنید با معیار های انسانی مقایسه کنید. ملاک روحانی یک دین بودن در تمام ادیان الهی و غیر الهی را ببینید و بعد قضاوت کنید 
بله در قرن 21 در آیینی که مدعی جهانی بودن و اخلاقی بودن می باشد موبد و روحانی آن موروثی انتخاب می شود به عبارت دیگر مسول اعتقادات یک آیین در مالکیت یک گروه خاص آن هم نزدیک به 2500 سال می باشد ؟؟؟؟؟
تصور کنید یک خانواده ای خود را در این مدت حاکم و مالک معتقدات ببیند چه بر سر مردم آن دین خواهد آمد بله ممکن در ابتدا افرادی باشند که خیر خواه آیین و مردم باشند ولی انحصار و خوردن سند آن به اسم یک خانواده بزرگ چه پیامد های خواهد داشت 

معمولا بزرگان دینی از بین داناترین و پاک ترین انتخاب می شود و مهم نیست منتسب به چه خانواده ای باشند و این مسئله مورد قبول همه و عقل هر انسان فهیمی است ولی ما در آیین زرتشتی خلاف آن را می بینیم.

منابع:
1- مری بوس ، زردشتیان باورهاو آداب دینی آنها
2- مهندس اشتیانی، زرتشت مزدیسنا و حکومت
+ نوشته شده در  ساعت 19:57  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

آیا در دین زرتشت هم روزه وجود دارد؟

آیا در دین زرتشت روزه وجود دارد؟


شاید برای شما این سوال وجود آمده باشد که آیا زرتشتیان هم چیزی به نام روزه دارند یا خیر؟
در دین زرتشت در سالیان نه چندان دوری کتاب احکامی به نام وندیداد وجود داشت که احکام این دین در آن بیان شده بود و این کتاب در زمان ساسانیان نوشته شده بود.
در مورد بحث ګرسنګی و نخوردن غذا در این کتاب مطالبی آمده است که مقدمه برای بحث ما در مورد روزه زرتشتیان می باشد.

َ


در وندیداد فرگرد 4 یک مقایسه بین دو گروه از افراد آورده است که فردی که شکم سیر دارد یا شکم خود را از گوشت پر نماید بیشتر از مردی که شکم گرسنه دارد با بهمن امشاسپند محشور می شود و مرد گرسنه نیمه مرده است می باشد و دیگری ارزش یک اسپرنه ،یک گوسفند ،گاو و یک انسان را دارد است.
در مورد فردی که شکم سیر دارد می گوید که او با دیو مرگ، با تیر و کمان ، با زمستان و بر ضد ستمکار که سر ها را بناحق جدا می کند و در آخر بر ضد اشموغ،دیو ناپاک روزه ستیزه می کند.
کسی که روزه بگیرد در آخرت با لاترین کیفر که در این دنیا است مثل اینکه اعضای بدن فنا پذیر وی را با کارد فولادین ببرند و یا اعضای بدن فنا در ادامه بحث در مورد روزه در دین زرتشت ، طریقه روزه ګیری و روزهایی که در آن روزها ، روزه میګیرند را بیان می کنم:
در دین زرتشت روزه گرفتن به شکلی که در برخی ادیان وجود دارد نداریم فرهنگ ایران باور دارد که انسان بایستی به تن و روان خود به خوبی پرستاری کند و چون تن جایگاه روان است بنابراین نباید آزرده و پژمرده و ناتوان باشد و باید تن توانا و قوی باشد. به همین انگیزه نخوردن غذا در طول روز که موجب می شود تن از گرسنگی و تشنگی آزرده شود جایگاهی ندارد . زرتشتیان در گذر هر ماه چهار روز از خوردن گوشت پرهیز می کنند ، و این روزها در سنت زرتشتی در هر ماه چهار روز (روز های: وهمن، ماه، گوش، رام) از خوردن گوشت خود داری می شود و در نهایت شاید بتوان آن را نوعی روزه به حساب آورد.




این سخنان آقای موبد نیکنام در مورد مقوله روزه در دین زرتشت بود.
نکته جالب توجه این است که روزه نګرفتن بمعنای ګرسنګی در دین زرتشت وجود ندارد و این حکم از کتاب وندیداد می باشد که امروزه زرتشتیان این کتاب را قبول ندارند .

حالا سوال اینجاست که چرا حکم کتابی که قبول ندارند را می پذیرند و عمل می کنند؟

+ نوشته شده در  ساعت 14:33  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

این روزها سریال شوق  پرواز را صداو سیما پخش میکند که  طرفداران زیادی

آن هم  از نسل جوان و نوجوان دارد

اما نکته عجیب

 وسط فیلم   اذان تهران بود

اما ما بین اذان و  شوق پرواز تکه هایی فیلم هایی  از حضرت عیسی  ، مریم مقدس ، زکریا

پخش میشود

در روز عید غدیر؟!!! این همه فیلم در باب معصومین پبامبر فراموش میشود

در این فرصت طلایی تبلیغ که همه جوانان میخکوب هستند

بعدا متوجه شدم  که  هر روز بعد نماز ظهر و مغرب این وضعیت هست

باید توجه داشت که باتوجه به تبلیغات گسترده شبان و کشیش هایی مسیحی

و وحشی گری برخی مسلمان نما زمینه گرایش جوانان به ادیان دیگر فراهم هست

اینان از این تکه فیلم ها نهایت استفاده را میکنند وآن را دلیلی بر حقانیت خودمیگیرند از زبان خود قرآن

وضمیر ناخوداگاه و پاک این جوانان را تحریک کرده و به مسیحیت میخوانند

اغلب جوانان و نوجوانان هم اطلاعات دینی کافی هم ندارند که مسیحی که قرآن و فیلم میگیوید با مسیحیت انحراف شده فعلی از زمین تاآسمان فرق دارد

لذا سردرگم میشوند  و فریب این مبلغان  و و مزدوران  استکبار را میخورند

البته شما خوب میدانید که ما مسلمانان

در واقع مسیحیان و زرتشتیان و یهودیان واقعی هستیم

چون ما به تمام انبیاء ایمان داریم

در حالی که میگوییم   کتاب مقدس این ادیان انحراف دارد

 امیدوارم مدیران صدا سیما قدری بیشتر و دقیق تر به مسائل نگاه کنند

غم  و انده اینکه نمیتوانیم خوب از حق شهدا دفاع کنیم بدجور دلم را میسوزاند

بخصوص این روزها که میدان جنگ ما فرهنگ شده

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:20  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

 

 

گفتار نیک ، کردارنیک ،پندارنیک

معروف ترین شعار زرتشتیان که شعاری زیبا و همه پسند است

ولی  عیب بزرگی دارد وآن کلی بودن این شعار است

ودیگر اینکه هرکس مطابق میلش اعمالش را شامل این شعار میداند

ولو اعمال زشت انجام دهد

شعار کلی هر دینی را بر احکام ودستورات آن دین حمل  میکنند تا

تکلیف این شعار مشخص شود

مثلا کردار نیک را در نظر بگیرید

یه نفر زرتشتی باید احکام زرتشتیان را که در اوستا آمده

را انجام دهد تا کردار نیک را انجام داده باشد

یک زن زرتشتی  در ایام عادت باید

 غسل  در ادرار گاو نر کند تا پاک شود

و این کردار نیک است

+ نوشته شده در  ساعت 14:37  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

 « و اگر زنی جریان دارد! ... هر که او را لمس کند تا شب نجس باشد !

و بر هر چیزی که در حیض خود بخوابد نجس باشد

و بر هر چیزی بر آن بنشیند نجس باشد

و هر که بستر او را لمس کند رخت خود را بشوید و با آب غسل  کند و تا شب نجس باشد.

 و هر که چیزی را که او بر آن نشسته بود لمس کند رخت خود را بشوید

و با آب غسل کند و تا شب نجس باشد. و اگر آن بر بستر باشد

یا بر هر چیزی که او بر آن نشسته بود چون آن چیز را لمس کند  تا شب نجس باشد .

باید دو قمری‌ یا دو جوجه‌ کبوتر دم‌ در عبادتگاه‌ پیش‌ کاهن‌ بیاورد 30

 و کاهن‌ یکی‌ را برای‌ قربانی‌ گناه‌ و دیگری‌ را برای‌ قربانی‌ سوختنی‌ ذبح‌ کند

 و در حضور خداوند برای‌ نجاست‌ عادت‌ ماهانه‌ آن‌ زن‌ کفاره‌ نماید.

 31 به‌ این‌ طریق‌ قوم‌ اسرائیل‌ را از ناپاکیهایشان‌ طاهر کنید

کتاب مقدس مسیحیان : بخش لاویان باب  15:  آیه 19 الی آخر

 

 

هنگامي که زن در خانه مزدا پرست نشان حيض ببيند بايد يک معبر در خانه که از گياه و درخت خالي باشد انتخاب نمايد و زمين آن را سنگ ريزه نرم بپاشد وآن را از نصف ، از سه يک ، از چهار يک يا از پنج يک خانه جدا کند و الا ممکن است ديد زن به آتش افتد و...

شب نهم باز در خون حيض باشد، معلوم مي دارد که ديو ها به او مستولي شده اند

 و او را در حالت دشتان باقي نگاه داشته اند و در جشن و بزرگداشت خودشان آفت خود را به اين زن نازل ساخته اند.

.پس سه گودال و سوراخ در زمين مي کنند

و زن در دو گودال نخست با گوميز يا ادرار گاو غسل مي دهند

 و در گودال سوم با آب شستشو مي دهند.

 اگر در فصل تابستان باشد بايد دويست مورچه دزد دانه غله و در زمستان دويست خرفستر(حشره) که مخلوق اهريمن هستند از هر نوع بکشد.

 اوستا:  ونديداد  فرگرد ۱۵ نوشته موبدان زمان ساساني

 

اما در اسلام

در این حالت نه دیوی بر این زن مستولی شده

ونه   هرکس این زن را لمس کرده نجس

نه برهرچه نشسته خوابیده لمس کرده نجس

بلکه او پاک هست و میتواند عبادت کند

منتهی به او بخاطروضعیت جسمی  روانی که در این حالت دارد

از برخی عبادات اعمال معاف هست

و اتفاقا  دستور داده مردان  دیگران باید بیشتر

 رعایت حالش را کرده در این حالت خاص

+ نوشته شده در  ساعت 0:13  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

 

 

رهبران زرتشتی ، برای جبران ضعف مبانی خداشناسی در دین خود هر روز به دنبال فلسفه بافی های جدید می گردند . در بحث اهورامزدا نیز مدعی هستند که وی خالق نیکی هاست و در خلقت شر و موجودات شرور دخالتی ندارد . اما وقتی به متن اوستا مراجعه میکنیم مشاهده میکنیم که اهورامزدا، خالق صفاتی چون هرزگی ، فقر ، درندگی و وحشی گری و ... هست .
در فرگرد 13 ، بند 39 آمده است که اهورامزدا میگوید من سگ را آفریدم . اما در همین فرگرد ، بند 44 به بعد ، آمده است که سگ - در کنار صفات خوبش اما - در وجود خود صفاتی چون هرزگی ، فقر ، درندگی و وحشی گری و آوارگی ، گدایی و ... را دارد.

نگاه کنید به :

اوستا ، گزارش دکتر دوستخواه؛ جلد 2 صفحه 811 - 812 ؛ انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمانوندیداد ،

گزارش جیمز دارمستتر ، صفحه 219 - 221 ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش
+ نوشته شده در  ساعت 10:57  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

یکی از اصلی ترین نقاط ضعف دین زرتشتی ، نامشخص بودن زمان زندگی زرتشت است . بسیار عجیب است ، هیچ منبع درست تاریخی وجود ندارد که زمان زندگی زرتشت را نشان دهد . به همین علت است که برخی از منتقدین قائل اند اصلاً شخصی به نام زرتشت وجود خارجی نداشته است . گرچه ما قائل به خیالی بودن شخصیت زرتشت نیستیم . در هر صورت محققین و پژوهشگران هریک نظری داده اند . برای مثال :
موبد فیروز آذرگشسب میگوید پروفسور رامپیس ( دانشمند المانی ) گفته است زرتشت چند هزار سال قبل از هخامنشیان زندگی میکرد . البته دلیل ایشان تا حدی منطقی به نظر می رسد . او میگوید در متن گاتها خداوند « مزدا اهورا » نامیده میشود اما در متون هخامنشی خداوند را اورمزد یا اهورمزد نامیده است . این موضوع نشان میدهد سالیان دراز و یا در حقیقت چند هزار سال لازم بوده است تا نامی را که مورد توجه و استفاده همگان بوده و هر روز مردم از آن یاد میکرده اند تغییر شکل و ماهیت بدهد . یعنی از صورت مزدا اهورا به شکل هرمزد یا اورمزد دراید .

گاتها , پژوهش موبد فیروز آذرگشسب , صفحه 4 ، انتشارات فروهر ، تهران , چاپ دوم 1379

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 17:41  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

امروزه رهبران دین زرتشتی مدعی هستند که در آیین زرتشتی باید و نباید وجود ندارد . بلکه ملاک در عمل ، نظر دانشمندان است . گرچه این نظریه خلاف تاریخ و باورهای چندهزار ساله ی دین زرتشتی است. و یقیناً سخنی « خود در آورده » و جعلی است .

و اگر عمل دانشمندان اهل خرد مطرح هست چه نیازی به پیامبری چون زرتشت بوده؟؟؟

اما فرض را بر همین سخن موبدان امروزی میگیریم . و در پایان به این نتیجه خواهیم رسید که بر اساس همین گفتار ، دین زرتشتی منعی بر ازدواج با محارم ندارد .

برای نمونه گفتار موبد کورش نیکنام :

پرسش :

آیا دین زرتشتی احکام دارد؟خوب و بد را چگونه تعیین می کند؟آیا در موارد جزئی زندگی نظر می دهد؟اطفا کامل پاسخ دهید.


پاسخ موبد کورش نیکنام :

خیر، در دین زرتشتی احکام وجود ندارد، این واژه جمع حکم است که از سوی حاکم صادر می شود. پارسی این واژه دستور است پس باید در دین زرتشتی کسی باشد که دستور بدهد تا چه باید کرد و چه نباید انجام داد. چنین کسی نباید وجود داشته باشد. زیرا زرتشت در هات 30 از سرودهای خود سفارش می کند: بهترین گفته ها را به گوش بشنوید، با اندیشه ای ژرف به آن بنگرید، سپس هر مرد و زن ازشما راه خویش را با اختیار برگزیند... بنابراین فرد در شنیدن و پذیرفتن گفته ها آزاد است. طبیعی است که دانش بشری در هر زمان به نتایج بهتری رسیده و خواهد رسید که انسان خردمند بایستی به هریک از پیشنهادهای علمی، اجتماعی، حقوقی، بهداشتی، بهزیستی، درمانی، اقتصادی و... توجه داشته باشد تا آسیبی بر زندگی او وارد نشود. بنابراین این دین در موارد جزئی مانند چه خوردن، چگونه شستن، کجا رفتن، چرا نرفتن، نوع نشستن، شیوه آرایش کردن، فرم لباس پوشیدن و غیره اشاره ای ندارد و آنچه خرد جمعی در هر زمان ودر هر مکان پیشنهاد می دهد به ژرفی توجه می کند و با آزادی، بهترین شیوه رابر پایه دانش وخرد برای زندگی خویش برمی گزیند.


تصویری از پرسش و پاسخ : اینجا و اینجا

موبد کورش نیکنام به صراحت میگویند که در دین زرتشتی هیچ باید و نبایدی وجود ندارد . هیچ منعی از سوی دین زرتشتی در زندگی انسان وجود ندارد . فقط می افزایند که انسان دانش بشری و خرد جمعی را هم درنظر بگیرد خوب است . همین !گرچه این نوع طرز تفکر دقیقاً خلاف آموزه های دین زرتشتی است . هم در متن گاتها و هم در سایر نسکهای اوستا خداوند برای بشر تعیین تکلیف میکند . دستورات و جزئی و ... را به صورت حکم یا دستور ارائه میکند و از این قبیل . اما فرض را در این میگیریم که این سخن ِ از خود در آورده ی موبد نیکنام صحیح باشد . در این صورت :اگر کسی خواست با خواهر یا مادرش ارزدواج کند ، دین زرتشتی « نباید » به او نمیگوید .دین زرتشتی هیچ گاه او را منع نمی کند .یعنی دین زرتشتی به ذات خود هیچ منعی بر این مسئله ندارد . چون « نباید » و « باید » به گفته ی موبد نیکنام جایی در اندیشه ی دین زرتشتی ندارد . نهایتاً و در بهترین حالت نظرات دانش پژوهان یا خرد جمعی را در نظر می گیرند . اگر آنان موافق بودند ، فبها ! اگر مخالف بودند ، خوب است که انسان به حرف دانش پژوهان گوش کند . لیکن دین زرتشتی باز هم عکس العمل خاصی در مقابل این رفتار نشان نخواهد داد ! ( چون باید و باید ِ دینی در آن وجود خارجی ندارد )

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:57  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

.
اوستا ، وندیداد ، فرگرد 16 بند 12 :
زرتشت گفت : زن دشتان ( یعنی زنی که در زمان عادت ماهانه : پریود قرار دارد ) بعد از قطع شدن خون باید کارهایی را انجام دهد تا از آلودگی پاک شود . از جمله اینکه :1. باید سه گودال حفر کنند . در دو گودال اول این زن باید خودش را با ادرار گاو بشوید و در گودال سوم خود را با آب بشوید .2. سپس باید 200 مورچه دانه کش را از بین ببرد .

نگاه کنید به :
اوستا ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، تهران ، چاپ شانزدهم، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 ص 838

+ نوشته شده در  ساعت 19:43  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

+ نوشته شده در  ساعت 0:4  توسط ایرانی حقیقت دوست 


زرتشت از اهورامزدا می پرسد که کدام گناه است که انجام دهنده ی آن هیچ گاه بخشیده نمی شود و توبه کردن نیز برایش فایده ای ندارد ؟
اهورامزدا در پاسخ میگوید :
پنج گناه است که انجام دهنده ی آن حتی با توبه و تاوان دادن هم بخشیده نمی شود :
گمراه کردن مردم اشون
دادن استخوان سخت به سگ
زدن سگ ماده یا ترساندن آن
نزدیکی با زن در زمان پریود ( عادت ماهانه )
نزدیکی با زن باردار اگر به زن آسیب برسد.

اوستا ، وندیداد ، فرگرد 15 بند 1 - 8

نگاه کنید به :
وندیداد ، پژوهش ژام دارمستتر ، ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش ، صفحه 230 - 231
اوستا ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، تهران ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ؛ نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 ص 825 - 826

نتیجه گیری :

اگر کسی هزاران انسان را زنده زنده آتش بزند ، اهورامزدا او را می بخشد اما اگر همین شخص به یک سگ استخوان سفت بدهد اهورامزدا او را نمی بخشد !
اگر کسی به مردم کوی و برزن ، ستم کند اهورامزدا او را می بخشد اما اگر این شخص یک سگ ماده را بترساند اهورامزدا او را نمی بخشد .
همچنین اهورامزدا گناهانی همچون دزدی ، قتل ، غارت ، تجاوز ، وحشی گری ، ناسزاگویی ، خیانت ، حیله گری و ... را می بخشد ( چون اهورامزدا به صراحت گفت شمار گناهان غیر قابل بخشش پنج تاست و این گناهان هم جزو آن پنج مورد نیستند ) اما اگر همین شخص به یک سگ استخوان سخت دهد بخششی در کار نیست .
گذشته از اینکه می دانیم در نگاه دین زرتشت ، توهین به غیر زرتشتیان و جنایت و قتل و غارت علیه آنان کردار نیک است. اما دادن استخوان سفت به سگ کرداری زشت

+ نوشته شده در  ساعت 4:24  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 


زرتشت گفت : مردان باید از زنان و ماده سگها سرپرستی کنند .

در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 15 بند 19 آمده است که اهورمزدا به زرتشت میگوید :

این خویشکاری هر اشون مردی است که هر مادینه بارداری را خواه دوپا ، خواه چهارپا ، خواه زن ، خواه ماده سگ نگاهدار باشد.
یعنی واقعاً زن در نگاه دین زرتشتی همردیف ماده سگها قرار دارد ؟ گرچه در نگاه اول ، این حکم از جهتی اخلاقی می نمایاند ، اما به راستی چرا اهورامزدا باید با لحنی زننده و توهین آمیز ، زن را در کنار و همردیف حیوانات چهارپا و مخصوصاً سگهای ماده قرار دهد ؟

نگاه کنید به :

اوستا ، وندیداد ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 ص 829

وندیداد ، پژوهش ژام دارمستتر ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش ، صفحه 233

+ نوشته شده در  ساعت 16:16  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

امروزه رهبران دین زرتشتی مدعی هستند که در آیین زرتشتی باید و نباید وجود ندارد . بلکه ملاک در عمل ، نظر دانشمندان است . گرچه این نظریه خلاف تاریخ و باورهای چندهزار ساله ی دین زرتشتی است. و یقیناً سخنی « خود در آورده » و جعلی است . اما فرض را بر همین سخن موبدان امروزی میگیریم . و در پایان به این نتیجه خواهیم رسید که بر اساس همین گفتار ، دین زرتشتی منعی بر ازدواج با محارم ندارد .

برای نمونه گفتار  یکی از موبدان آوردم

پرسش :

آیا دین زرتشتی احکام دارد؟خوب و بد را چگونه تعیین می کند؟آیا در موارد جزئی زندگی نظر می دهد؟لطفا کامل پاسخ دهید.


پاسخ موبد

خیر، در دین زرتشتی احکام وجود ندارد، این واژه جمع حکم است که از سوی حاکم صادر می شود. پارسی این واژه دستور است پس باید در دین زرتشتی کسی باشد که دستور بدهد تا چه باید کرد و چه نباید انجام داد. چنین کسی نباید وجود داشته باشد. زیرا زرتشت در هات 30 از سرودهای خود سفارش می کند: بهترین گفته ها را به گوش بشنوید، با اندیشه ای ژرف به آن بنگرید، سپس هر مرد و زن ازشما راه خویش را با اختیار برگزیند... بنابراین فرد در شنیدن و پذیرفتن گفته ها آزاد است. طبیعی است که دانش بشری در هر زمان به نتایج بهتری رسیده و خواهد رسید که انسان خردمند بایستی به هریک از پیشنهادهای علمی، اجتماعی، حقوقی، بهداشتی، بهزیستی، درمانی، اقتصادی و... توجه داشته باشد تا آسیبی بر زندگی او وارد نشود. بنابراین این دین در موارد جزئی مانند چه خوردن، چگونه شستن، کجا رفتن، چرا نرفتن، نوع نشستن، شیوه آرایش کردن، فرم لباس پوشیدن و غیره اشاره ای ندارد و آنچه خرد جمعی در هر زمان ودر هر مکان پیشنهاد می دهد به ژرفی توجه می کند و با آزادی، بهترین شیوه رابر پایه دانش وخرد برای زندگی خویش برمی گزیند.


یک از موبدان    به صراحت میگویند که در دین زرتشتی هیچ باید و نبایدی وجود ندارد . هیچ منعی از سوی دین زرتشتی در زندگی انسان وجود ندارد . فقط می افزایند که انسان دانش بشری و خرد جمعی را هم درنظر بگیرد خوب است . همین !گرچه این نوع طرز تفکر دقیقاً خلاف آموزه های دین زرتشتی است . هم در متن گاتها و هم در سایر نسکهای اوستا خداوند برای بشر تعیین تکلیف میکند . دستورات و جزئی و ... را به صورت حکم یا دستور ارائه میکند و از این قبیل . اما فرض را در این میگیریم که این سخن ِ از خود در آورده ی موبد نصحیح باشد . در این صورت :اگر کسی خواست با خواهر یا مادرش ارزدواج کند ، دین زرتشتی « نباید » به او نمیگوید .دین زرتشتی هیچ گاه او را منع نمی کند .یعنی دین زرتشتی به ذات خود هیچ منعی بر این مسئله ندارد . چون « نباید » و « باید » به گفته ی موبد جایی در اندیشه ی دین زرتشتی ندارد . نهایتاً و در بهترین حالت نظرات دانش پژوهان یا خرد جمعی را در نظر می گیرند . اگر آنان موافق بودند ، فبها ! اگر مخالف بودند ، خوب است که انسان به حرف دانش پژوهان گوش کند . لیکن دین زرتشتی باز هم عکس العمل خاصی در مقابل این رفتار نشان نخواهد داد ! ( چون باید و باید ِ دینی در آن وجود خارجی ندارد )
+ نوشته شده در  ساعت 18:31  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

موبدان زرتشتي چون در عصر حاضر خود را از توجيه بخش عظيمي از آموزه هاي کتاب مقدسشان ناتوان ديده اند، مدعي شده اند که اين متون تاريخي و عقيدتي توسط عده اي خائن و حتي کساني که دشمن زرتشت بوده اند، نوشته شده است. اين افراد با نسبت دادن خيانت و دروغ به شخصيت هاي تاريخي و حتي رهبران زرتشتي گري، ناخواسته سند اوستا و حتي گاتها که بخشي از اوستا است را به نازل ترين و بي ارزش ترين درجه ي ممکن رساندند. چه اينکه يقيناً نويسندگان و مکتوب کنندگان گاتها، نبودند مگر هماناني که موبد کوروش نيکنام براي توجيه يک مسئله ي جزئي آنان را خائن و دشمن زرتشت ناميد! آري؛ موبد کوروش نيکنام در مقاله ي « جايگاه ونديداد در فرهنگ و ادبيات اوستا » وقتي از توجيه تعاليم ونديداد ناتوان گرديد، مدعي شد که نويسندگان ونديداد همان مغان مادي و... بودند که در حقيقت دشمنان زرتشت بودند. آنان در زمان زرتشت به خاطر رسيدن به منافع، خود را شبيه به ياران زرتشت درآوردند و پس از زرتشت با رويکردي خائنانه توانستند افکار گذشته ي خود را در دين زرتشتي وارد نمايند. ايشان معتقدند که اين مغان براي نهادينه کردن انديشه هاي خود در جامعه زرتشتي در ابتداي تعاليم خود به دروغ نام اهورامزدا و زرتشت را نيز نوشتند تا بين مردم نفوذ و مقبوليت يابند. ايشان از قول نيبرگ، دانشمند خاورشناس سوئدي مي گويند: « دين زرتشت ابتدا در ميان قوم ماد و سپس در بين قوم پارس گسترش يافته باشد. از آثار برجامانده چنين بر مي آيد که مغان قوم ماد با کنجکاوي بسيار و نگرش سياسي خود، هنگامي که ازسوي آيين زرتشت متوجه خطر شدند به زودي خود را از هواداران متعصب دين زرتشت معرفي کردند و از آنجا که مغان در ميان اقوام و قبيله هاي ماد آن زمان در جايگاه پيشواي ديني قرار داشته و برگزاري مراسم آييني را خودشان انجام مي دادند و آن را پُشت درپشت به ارث برده بودند، گرايش آنان به انديشه زرتشت از نظر برداشت و ديد مردم طبيعي جلوه کرده بود. به اين ترتيب سياست و پيش بيني مغان درست بود زيرا آنان در دين جديد پا گرفته در سرزمين ايران، جايگاه و موقعيت پيشين خود را همچنان حفظ کردند وبه تدريج تمام باورها، سنت ها، آداب و رفتار خود را به نام آموزش هاي زرتشت به دين تازه وارد کردند. به اين شکل دين زرتشتي و آموزه هاي پيام آور آن در راه گسترش و تغييرات پس از آن تحت نفوذ مُغان قرار گرفت.» [1] روشن است که بر اساس آنچه ايشان فرمودند، رهبري ديني جامعه زرتشتي پس از زرتشت دگربار به دست همان کساني افتاد که زرتشت سالياني دراز با آنان مبارزه کرد. حال که موبد کورش نيکنام و البته بسياري از ديگر موبدان چنين مي پندارند ، تاريخ را بررسي مي کنيم تا ببينيم چه کساني مصداق « مغان » و « منحرف کننده ي آموزه هاي دين زرتشتي در گذر تاريخ » هستند. نکته ي قابل توجه اينجاست که مطمئناً اوستا قبل از عصر هخامنشيان مکتوب نبود .

به عقيده استاد فقيد عباس اقبال، آرياييان وقتى كه به ايران آمدند، خط و كتابت نداشتند. ولى پس از تشكيل دولت هخامنشى و تحت امر آوردن ملل صاحب خط مثل آرامي ها ، آشوري ها ، بابلي ها و اقوام مصرى و يونانى و فنيقى ، حكومت هخامنشى به حكم احتياج ، پس از وارد كردن تغييراتى در بعضى از خطوط معموله ، خط ميخى و خط آرامى را برگزيد. خط آرامى در معاملات تجارتى و براى نوشتن سكه‏ ها و اسناد روى كاغذهاى پوستى به كار مى‏رفت.[2] يان ريپکا خاورشناس مشهور ، متوفاي 1968 ميلادي در « تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه » مي گويد : « راجع به منشأ و تاريخ اوستا فقط چند گزارش كوتاه در سنت‏ هاى ايرانى براى ما باقى مانده است. بنا بر آنچه گفته مى‏شود تعليمات پيامبر را جاماسپ‏ که داماد و شاگرد و جانشين او بود ، يادداشت كرده است. از روى نسخه اوليه كه با آب زر بر پوست گاو نوشته شده بود ، دو نسخه رسمى رونويس شده و در خزانه شاه نگه‏دارى مى‏شد؛ ولى اين دو نسخه بلافاصله پس از تهاجم اسكندر كبير از دست رفت. قطعات پراكنده، گويا بعداًبه دستور بلاش، پادشاه اشكانى، و اردشير اول پاپكان ( 224 - 241 ميلادى) بنيان‏گذار سلسله ساسانى، جمع‏آورى شده است. در مورد نخستين نگارش اوستا در عهد ساسانيان، در روايات، از تنسر ، كه يك مغ فرزانه اوستاشناس بود سخن مى‏رود ولى اين مجموعه كه مرتب‏كننده آن موبدى به نام آتورپات، پسر مهرسپند ( آذرباد مهراسپندان ، مقارن 340 ميلادى) بود ، فقط در زمان شاپور دوم ( 309 - 379 ميلادى ) از لحاظ دينى رسميت يافت.» [3] استاد حسن پيرنيا مي گويد : « آوستا را گشتاسب يا دارا پسر دارا در دو نسخه بر يکصد و بيست هزار پوست گاو با مركبى از طلا نويسانده، يكى را در گنج شاپيگان و ديگرى را در خزانه استخر گذارد. » [4] يان ريپکا نيز درباره ي اوستاي زمان هخامنشيان مي گويد که اسكندر كبير پس از پيروزى ، دستور داد يكى از نسخه‏ها را سوزانده ديگرى را به زبان يونانى ترجمه كنند. [5] وي مي افزايد : « اردشير اول پس از نشستن به اريكه شاهى به جمع‏آورى و تكميل آن فرمان داد و موبد تنسر را به انجام اين مهم گماشت. بنا به روايت ديگرى، ويشتاسپ دستور داد اسناد دينى را جمع‏ آورى كنند و به فرمان دارا دو دست‏نويس نمونه، كه در بالا بدان اشاره شد، از آن تهيه گشت. بعدها ، باقى‏ مانده ‏هاى اين كتاب مقدس جمع‏آورى و تكميل شد؛ نخستين‏بار به وسيله بلاش اشكانى، سپس به وسيله تنسر و سرانجام توسط آتورپات مهرسپند. هم‏چنين، ذكر مى‏شود كه خسرو دوم ، معروف به پرويز ، فرمان داد اوستا و زند را از نو تدوين كنند. » [6]
حسن پيرنيا درباره ي سرگذشت اوستا پس از سوزانده شدن توسط اسکندر کبير مي گويد : « آوستاى زمان ساسانيان در قرون بعد، از سينه‏ ها جمع‏ آورى شد، توضيح آنكه پس از آن اختلالى بزرگ در امور دينى ايرانيان مانند امور سياسى پديد آمد و اوضاع چنين بود، تا اينكه بلاش شاه اشكانى امر به جمع‏ آورى آوستا از سينه ‏ها و تدوين آن كرد، ولى اين كار در زمان اردشير اوّل بابكان به دستيارى مؤبدى تـَـنـسـَـر نام انجام شد. » [7] استاد شادروان ابراهيم پورداود ، پدر اوستاشناسي ايران ، نيز درباره ي اوستايي که پس از زمان هخامنشيان تأليف شد ، مي گويند که ولخش اشکاني دستور داد تا اوستاي پراکنده را از تمام شهرهاي ايران جمع کنند . سپس اردشير پاپکان ، هيربدان هيربد تنسر را مأمور نوشتن اوستا کرد . مطالب اوستا را از فلسفه يونان و هند و ... جمه آوري نمودند و نوشتند ! سپس شاپور دوم پسر هرمزد به دستياري پيشواي معروف و بزرگ ، آذربد پسر مهراسپند آن اوستا را مرور و تأييد کردند . [8] و ايشان درباره ي هيربد تنسر مي گويند : هرپتان هرپت تنسر مأمور جمع آوري اوستا در زمان اردشير ساساني بود . تنسر گرچه فرزند يکي از اشراف بود اما دنيا را رها کرده و به خدمت دين پرداخت. [9]
تا اينجا روشن شد که بزرگاني همچون هيربدان هيربد تـَـنسـَـر و آذرباد مهراسپندان در زمان ساسانيان ، اوستا را که به صورت شفاهي و سينه به سينه منتقل مي شد ، مکتوب ساختند . اوستايي که شامل بيست و يک نسک بود و از سه بخش گاسانيک ، هاتک مانسريک و داتيک تشکيل شده بود . [10] و نسک هاي اوستا امروزي همچون ونديداد ، يشتها ، ويسپرد ، و يسنا که مشتمل بر گاتها است ، جزوي از اين کتاب بودند. يعني بزرگاني همچون موبد تنسر و موبد آذرباد مهراسپندان که جزو بزرگترين رهبران دين زرتشتي و اصلي ترين تأليف کنندگان و مکتوب کنندگان اوستا در عصر ساسانيان بودند ، در هنگام ترجمه ي نسک ونديداد ، آن را به اهورامزدا و زرتشت نسبت داده اند و ده ها و صدها مرتبه در صفحاتي گوناگون از اوستا ( صدها بار در متن ونديداد اوستا و بارها در يسنا و ... ) بر اين نکته تأکيد کرده اند ( که ونديداد سخنان اهورامزدا و زرتشت است و سزاوار ستايش ). و همواره نيز تعاليم ونديداد در طول تاريخي زرتشتي گري ، مورد عمل رهبران و مردم زرتشتي بود. ليکن در نتيجه ي سخن مورد کورش نيکنام ( و بسياري ديگر از موبدان امروزي ) نويسندگان اوستا - که تعاليم ونديداد و ... را به اهورامزدا و زرتشت نسبت داده اند - جزو مغان مادي و دشمنان زرتشت اصلي زرتشت محسوب مي شوند . و جالب تر اينجاست که کتابت گاتها در عصر ساسانيان به دست همين افراد رخ داد ! به زباني گويا ، يعني نويسندگان اوستا و حتي مکتوب کنندگان گاتها در عصر ساساني همان کساني بوده اند که موبد کورش نيکنام و ... آن ها را دشمن زرتشت ناميدند ... ! و البته موبدان زرتشتي به خوبي بر اين نکته واقف اند لذا تلاش مي کنند تا ترجمه هايي غير علمي و رنگ و لعاب داده شده از گاتها ارائه کنند . براي نمونه اگر ترجمه موبد رستم شهزادي را با ترجمه هاي علمي و پژوهشي اساتيد اوستاشناس ( همچون ژان کلنز ، پرودز اکتور شروو و ... ) مقايسه بنماييم ، کمتر از ده يا بيست درصد شباهت و همساني ميان آن ها مشاهده مي کنيم.
پي نوشت :
[1]. موبد کورش نيکنام ، مقاله ي « جايگاه ونديداد در فرهنگ وادبيات اوستا »
[2]. مرتضى راوندى‏ ، تاريخ اجتماعى ايران‏ ، انتشارات نگاه‏ ، تهران‏ ، چاپ دوم ، ‏ج‏1 ص 481
[3]. يان ريپكا ، تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه‏ ، ترجمه عيسى شهابى‏ ، انتشارات علمى و فرهنگى‏ ، تهران‏ ، چاپ اول ، ص 35
[4]. حسن پيرنيا ، تاريخ ايران باستان‏ ، انتشارات دنياى كتاب‏ ، تهران‏ ، چاپ اول‏ ، ج 2 ص 1516
[5]. يان ريپكا ، تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه‏ ، ترجمه عيسى شهابى‏ ، انتشارات علمى و فرهنگى‏ ، تهران‏ ، چاپ اول ، ص 69
[6]. همان ، ص 69
[7]. حسن پيرنيا ، تاريخ ايران باستان‏ ، انتشارات دنياى كتاب‏ ، تهران‏ ، چاپ اول‏ ، ج 2 ص 1517
[8]. ابراهيم پورداود ، گاتها کهن ترين بخش اوستا ، انتشارات اساطير ، تهران ، چاپ اول ، ص 71
[9]. همان ، ص 73
[10]. همان ، ص 75


+ نوشته شده در  ساعت 16:10  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

در پاسخ به این سوال چند نکته قابل ذکر است:

1- آیا خدایی که در اینجا مطرح شده و ادعا شده، زردتشت برای اولین بار او را مطرح کرده است، خدایی حقیقی بوده و دلایل بر وجود او دلالت می کنند؟ اگر جواب منفی باشد، ما دلایل را اصیل گرفته ایم و آن خدا را غیر واقعی می دانیم و اگر جواب مثبت باشد، همچنان دلایل اصیل بوده اند و آن ها ملاک تعیین راه زندگی ما شده اند. به هر حال آنچه مهمتر از تاریخچه خداپرستی است، حقیقت است که باید مبنا و معیار زندگی ما قرار بگیرد.

2- خدایی که در دین اسلام و سایر ادیان ابراهیمی مطرح است، هرگز بندگان را به حال خود رها نمی کند و با ارسال راهنمایانی برای بشر، وحی را در اختیار آنها قرار می دهد. و هر زمان که در وحی فرستاده شده، دستبرد و تحریفی صورت بگیرد، پیامبری جدید ارسال می کند تا غرض خلقت انسان معطل نماند. از این رو نظریه کپی برداری ادیان از یک دین، در جایی مطرح می شود که واقعیت خارجی در ارسال رسولان و وحی جدید، معقولیت بیشتری دارد و دلایل آن را تائید می کند در حالی که اختلافات موجود  بین ادیان، نظریه کپی برداری را تکذیب می کند.

3- در حالی که هیچ دلیلی برای کپی برداری اسلام (یا سایر ادیان ابراهیمی) از دین زردتشت ارائه نشده (و حتی چنین دلایلی وجود ندارد) دلایلی وجود دارد که هر گونه نظریه پردازی این گونه را تکذیب می کند. اسلام در جایی حرکت خود را شروع کرد، که هیچ اثر تمدنی وجود نداشت. پیامبر اسلام (ص) با هیچ کتاب و آئینی از قبل آشنا نبود و چهل سال زندگی عادی او بین مردم و امّی بودن او، دلایل متقنی بر این امر هستند. علاوه بر اینکه اوج فصاحت و بلاغت قرآن و اعجازش نظریه بشری بودن اسلام یا کپی آن از عده دیگری را برای هر عاقلی غیر موجه می سازد. این دلایل حتی نظریه کپی برداری از مسیحیت و یهودیت، علیرغم شباهت های بیشتر را نامعقول می سازد و فاصله های بیشتر اسلام با زردتشت (از جهت محتوایی و ارتباطات) نامعقول بودن نظریه ارتباط این گونه ای بین اسلام و زردتشت را نمایان تر می سازد.

4- آنچه از نظر مسلمانان درباره تاریخچه موجودات زنده و دین صحیح است، اینکه قبل از خلقت حضرت آدم (ع) و همسرش، موجودات زنده ای شبیه انسان خلق شده و زندگی می کردند و به احتمال زیاد اگر نتایج باستان شناسی درباره موجودات چند ده هزار سال قبل صحیح باشد، مربوط به موجودات قبل از حضرت آدم (ع) است:

امام باقر (ع) به جابر می فرمایند: به خدا سوگند! به طور حتم خداوند متعال هزار هزار جهان و هزار هزار آدم آفریده كه تو در پایان این جهان‏ها و آن آدمیان هستى.
[1]

درباره فاصله زمانی که حضرت آدم (ع) خلق شده تا کنون، اگر چه در اسلام تاریخی نقل نشده، اما مطابق نقل تورات که با بعضی از محاسبات نیز صحیح به نظر می رسد، حدود هشت هزار سال می گذرد.[2] و از زمان شروع خلقت آدم (ع) آئین توحید وجود داشته است و اولین انسان از نسل موجود، پیامبر الهی بوده که وحی را دریافت می کرده و مبلغ توحید بوده است.

5- شاید همین مقدار از پاسخ نیز لازم نبوده، چون انسان اگر بخواهد به هر ادعای بی دلیلی توجه کند، عمر محدود خود را تباه کرده است. مقداری آشنایی با دین زردتشت نشان می دهد که این گونه ادعاها از سر بی کاری و نوعی بیهوده گویی است. زردتشت آئینی است که درباره تاریخ شروع آن اختلافات بسیار به چشم می خورد. و محتوای آن نیز تردیدهای جدی در بر دارد، در ذیل بعضی مقداری درباره این آئین می نگاریم تا شناخت آن، ماهیت این گونه ادعاها را نشان دهد:

تاریخ دقیقی برای ظهور زرتشت به عنوان پیامبر آیین مزدیسنی، وجود ندارد. عده ای تاریخ ظهور او را ششصد سال قبل از میلاد
[3] و برخی شش هزار سال قبل از میلاد دانسته اند.[4] پنج هزار و چهارصد سال مدتی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت.

« در مورد زرتشت اطلاعات چندانی وجود ندارد و آنچه به دست ما رسیده بیشتر ساخته ذهن برخی نویسندگان زرتشتی در دوره اسلامی است که سعی در ارائه چهر ه ای شبیه به چهره پیامبران بنی اسرائیل از زرتشت داشته اند. در برخی از این نوشته ها مطالبی که درباره تولد، کودکی، نوجوانی، معجزات و... آورده شده، نوعی تقلید ناقص و ناپخته از زندگی پیامبرانی چون حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی می باشد.»
[5]

کتابی که «اوستا» نامیده می شود به احتمال، بعد از ورود مسلمانان به ایران جمع آوری شده[6] تا اینان خود را اهل کتاب معرفی کنند، زیرا  قدیمی ترین نسخه اوستا که به خط «دبیره» نوشته شده مربوط به 1325 میلادی می باشد، یعنی حدود هفتصد سال پیش، که در دانمارک نگهداری می شود.[7]

[1]. الخصال، ج‏2، ص652.
[2]. رک: ترجمه المیزان، ج‏4، ص: 221.
[3]. ر.ک: ابراهیم پور داود، اوستا، ص 28.
[4]. ر.ک: آشنایی با ادیان بزرگ، ص57؛ و همچنین دین ایران باستان ، ص 185.
[5]. ر.ک : کیخسرو اسفندیار بن آذر کیوان، دبستان المذاهب، ج 1، ص 74-75؛ تعلیقات رحیم رضازاده ملک؛ و زرتشت و آموزش های 1 و 13.
[6]. ر.ک: موبد رستم شهزادی، زرتشت و آموزش های او، ص 69-70.
[7]. ابراهیم پورداود، اوستا، ص49.

+ نوشته شده در  ساعت 20:21  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

از نکات عجیب اما واقعی در دین زرتشتی این است که اهورامزدا به زرتشت دستور میدهد که اگر کسی به قوانین دخمه گزاری و تطهیر مردگان ( برشنوم ) بنا بر دین تو آگاه نبود یا عمل نکرد ، دست و پایش را ببند و پوستش را بکن و سرش را ازتنش جدا کن و آنگاه بدنش را جلوی حیوانات وحشی بیانداز :

اوستا ، وندیداد ، فرگرد نهم ، بند 47 :

« ای دادار جهان استومند ؛

اگر کسی شیوه های پاک کردن الودگان را آنگونه که در دین مزدا آمده است نیاموخته باشد و بخواهد ناپاکی را پاک کند ، مزداپرستان چه باید بکنند ؟ ... »

و در بند 48 و 49 :

« اهورامزدا پاسخ داد ؛ مزدا پرستان باید او را به بند درکشند ، نخست دستهایش را ببندند ، آنگاه جامه هایش را از تن برگیرند ؛ پس آنگاه پوستش را از تن برکشند و سرش را از تن ببرند و مردارش را نزد آزمندترین پرندگان آفریده ی سپندمینو نزد پرندگان مردار خوار ، نزد غرابان ببندازند و چنین بگویند : مردی که در اینجاست از همه ی اندیشه ها و گفتارها و کردارهای اهریمنی خویش پشیمان شده است ... »

بنگرید به :
اوستا ، پژوهش استاد پورداود ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 ص 779 - 780

نکته : خیلی عجیب است . اهورامزدا به زرتشت دستور میدهد تا این شخص را ببندند و پوستش را بکنند ( زنده زنده ) و آنگاه سرش را ببرند و بدنش را جلوی لاشخورها بیندازند و سپس میگویند این توبه کرده است !!! ( توبه ی اجباری ! )
جیمز ( ژام ) دارمستتر در ترجمه و توضیح این قسمت میگوید : قبل از اجرای این حکم ، باید با میخ دست و پای این شخص را بکوبند و سپس پوستش را بکنند و ... ( پاورقی )
نیز این حکم ویژه همه کسانی است که احکام و قوانین پاک کردن مردار را به شیوه ی زرتشت ، رعایت نمی کنند !

وندیداد ، پژوهش ژام دارمستتر ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش ، صفحه 191


لینک مرتبط : نادیده گرفتن وندیداد ، خیانت به تاریخ


البته زنده زنده پوست کندن حکمی است که موبدان ساسانی در متون پهلوی به این حکم افزوده اند . و حکم اوستا همان سر بریدن و انداختن گوشت جلوی لاشخوران است .

+ نوشته شده در  ساعت 7:53  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

اهورامزدا به زرتشت گفت : اشموغ را بکشید تا برکت به سرزمین برگردد .
در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 9 ، بند 55 - 56 ، اهورامزدا به زتشت میگوید اگر میخواهید برکت به سرزمین تان برگردد باید اشموغ را بکشید و تا سه روز شادی کنید :

اهورامزدا پاسخ داد :
آسایش و باروری و تندرستی و درمان و فراوانی و افزونی و رویش و بالیدن گندم و گیاه ، هرگز بدان سرزمین و بدان کشتزارها باز نمیگردد تا آن اشموغ نااشون را بکشند و در آنجا سه شبانه روز در برابر آتش فروزان و برسم دشته بسته ، هوم بر دست گیرند و سروش پارسا را بستایند و نیاز پیشکش آورند .

نگاه کنید به :

وندیداد ، ( پژوهش جیمز دارمستتر ) ص 193 ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش
اوستا ، پژوهش استاد پورداود ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان، بخش وندیداد ، ج 2 صفحه 781

+ نوشته شده در  ساعت 18:57  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

دکتر جهانگیر اوشیدری ، رئیس سابق انجمن موبدان تهران ، گریه بر مردگان را از نظر دین زرتشتی نادرست خوانده است :


« در آئین مزدیسنا شیون و زاری و سوگواری برای درگذشتگان روا نیست و آن را از کرده های اهریمنی می دانند زیرا روان ، جاودانی است و پس از مرگ از تن جدا شده به سوی جهان مینوی گراید، به ویژه روان مردم پاک و پرهیزگار پس از سپری شدن زندگی در بارگاه ایزدی همواره شاد و خرم است و از بخشایش دادار مهربان برخوردار .
باید به یاد داشت، مردمی که مانند ایرانیان به زندگانی خوش اعتقاد داشتند نبایستی خود را در پیشامد های ناخوش زندگی ببازند و در گریه و زاری خود را بیزار از جهان و رو گردان از هستی نشان دهند. ماتم، کرده ی اهریمنی است. »

جهانگیر اوشیدری ، دانشنامه ی مزدیسنا ، تهران، نشر مرکز، چاپ پنجم 1389 ، ص 353 ، ذیل شیون و مویه

چند نکته جهت یادآوری و نقد این گفتار :

1 . از نظر اسلام، اصل گریه بر اموات ناپسند نیست بلکه زیاده روی در آن، اشکال دارد.
2 . آیا می توان از مادری که فرزندش از دنیا رفته، خواست که گریه نکند ؟ اگر نگرید برای او مشکلات روحی و جسمی بیشتری پدید می آید. مسلماً از دیدگاه روانشناسان ، گریه برای چنین مادری را نه تنها بد نیست بلکه خوب است و موجب تخلیه عقده های روحی و در نتیجه رسیدن به آرامش می شود . پس نباید گریه برای اموات را از شرور به حساب آورد.
3 . گریه ی ما برای امواتمان به دلیل اعتقاد به نابودی آنها نیست بلکه این گریه بخاطر جدایی است. فرض کنیم فرزندی را به اجبار از مادرش جدا کنند و به شهری دیگر ببرند و بنا نیست تا زنده است او را ببیند. طبیعی است که مادر برای این جدایی گریه می کند هرچند جای جدید بهتر باشد. همچنین دوست برای دوست ، پدر برای فرزند و ...
انسان احساس دارد . انسان سنگ و چوب نیست.


امام صادق علیه السلام سخنی فرمودند که امروزه روانشناسان هم به صحت آن دست یافت اند :

مَن خافَ عَلى نَفسِهِ مِن وَجدٍ بِمُصیبَةٍ فَلیفِض مِن دُموعِهِ؛ فَإِنَّهُ یسکُنُ عَنهُ .
ترجمه :
هر کس از غم و اندوه مصیبتى، بر جان خویش ترسید، اشک بریزد؛ زیرا در این صورت غمش تسکین مى یابد .

+ نوشته شده در  ساعت 20:26  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 9 بند 37 آمده است که اگر کسی دیگری را از ناپاکی مردار ( دیو نسو ) پاک کند ، باید از او دستمزد بگیرد . اما از موبدان ( رهبران دینی زرتشتی ) نباید پولی بگیرند ! و باید به دعای خیر موبد بسنده کنند :


پاک کننده باید موبد را در برابر آفرین و آمرزش خواهی وی ، شهریار را به ارزش اشتر نر پر بهایی ، شهربان را به ارزش نریانی ، دهخدا را به ارزش ورزاوی و خانه خدا را به ارزش ماده گاو سه ساله ای پاک کند .
چگونه است که از دیگران باید پول گرفت اما از موبدان نباید چیزی گرفت ؟؟؟

نگاه کنید به :


اوستا ، وندیداد ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 ص 777

وندیداد ، پژوهش ژام دارمستتر ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش ، صفحه 189
+ نوشته شده در  ساعت 19:36  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

در کتاب اوستا ، وندیداد ، فرگرد 14 ، بند 15 امده است یکی از راههای پاک شدن از گناه این است که گنهکار ، خواهر یا دختر نوجوان 15 ساله ی خود را به همراه گوشواره و پول و ... به اشون مردان ( زرتشت و شاگردانش ) پیشکش کند :

او باید اشونانه و پرهیزگارانه دختر دوشیزه ی مرد نادیده ای را چون تاوانی به روان سگ آبی ، به اشون مردی بدهد .
ای دادار جهان استومند ، ای اشون ،
چگونه دختری ؟
اهورامزدا پاسخ داد :
یکی از خواهران یا دختران جوان وی که از مرز پانزده سالگی گذشته و گوشواره هایی در گوش داشته باشد .
و در بند قبلش یعنی بند 14 آمده است که این گنهکار باید از روی رضایت و خرسندی بالش ، زیرانداز و رواندازی نیکو به عنوان بستر ( ! ) هم برای این اشون مردان آماده کند .

نگاه کنید به :

اوستا، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان، ج 2 صفحه 822

البته این سخن ما نیست . بلکه گفتار اوستا است . راه پاسخگویی نیز برای زرتشتیان باز است تا اگر توضیحی دارند ارائه کنند .
البته زرتشتیان در توجیه این عوام فریبی میگویند که منظور از « دادن دختر به مردان اشو » به ازدواج در آوردن است . در حالیکه برای هر عاقلی روشن است منظور اهورامزدا ( ! ) از این دستور ، پیشکش و هدیه دادن دختران بی گناه به اشون مردان است . به هر روی اگر ازدواج هم در میان باشد ، چرا دختر باید برای بخشیده شدن گناه پدرش فدا شود ؟؟؟ اصلاً چرا باید به زور در بستر یک اَشَوَن - مرد برود ؟

+ نوشته شده در  ساعت 5:51  توسط ایرانی حقیقت دوست  | 

چه بسا باستان گرایان افراطی ادعا می کنند که در دین زرتشتی مجازاتی تحت عنوان تازیانه وجود ندارد. در حالی که در اوستا برای بسیاری از گناهان کوچک تازیانه، آن هم به تعداد بسیار زیاد در نظر گرفته شده است. در این میان ده ها و صد ها مورد وجود دارد که برای نمونه به چند مورد اشاره می کنیم. یکم ، بیست هزار تازیانه مجازات کشتن سگ آبی ؛ بنا بر متن اوستا اگر کسی یک سگ آبی را بکشد باید بیست هزار تازیانه بر او زد. [1]
دوم ، در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 8 بند 97 – 107 آمده است که اهورامزدا به زرتشت دستور می دهد شخص گنهکار یعنی کسی که به دروج نسو مبتلا شده، نباید به آب و یا هیچ گیاهی دست بزند، اگر چنین کند باید 800 تازیانه بر او زد. [2]
سوم ، در اوستا ، وندیداد ، فرگرد ( فصل ) 8 ، بند 24 و 25 ، دو هزار تازیانه مجازات کسی که بدن برهنه ی مرده را بپوشاند... [3]
چهارم ، در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 14 ، بند 15 ؛ 1800 تازیانه مجازات کسی که پیمان تجاری بر سر خرید و فروش انسان را بشکند. [4]
پنجم ، در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 16 بند 16 ؛ 180 تازیانه مجازات کسی که در زمان عادت ماهانه برای چهارمین بار به ران همسرش دست بزند. [5]
ششم ، در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 3 بند 36 ، 1000 تازیانه مجازات کسی که مردار انسان یا سگ را در خاک دفن کند و تا شش ماه از خاک بیرون نیاورد. [6]
نکته اینجاست که دفن کردن مرده در خاک در دین زرتشتی حرام است و باید مرده ها را درون دخمه رها کنند تا خوراک حیوانات گردند. هفتم ، در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 3 بند 37 ، 2000 تازیانه مجازات کسی که مردار انسان یا سگ را در خاک دفن کند و تا یک سال از خاک بیرون نیاورد. [7]
همچنین بنا بر اوستا ، وندیداد ، فرگرد 5 بند 5 ، اگر در زمینی مرداری بیفتد ، بذر افشامی در آن زمین گناه محسوب می شود ( تا یک سال ) و اگر کسی در آن زمین بذرافشانی کند باید 400 تازیانه بر او زد. [8]


پی نوشت :

[1]. اوستا ، وندیداد ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، تهران ، چاپ شانزدهم ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 صفحه 817 - 823

[2]. همان ، ج 2 ص 768 - 769 - 770

[3]. همان ، ج 2 ص 750 - 751

[4]. همان ، ج 2 691

[5]. همان ج 2 ص 839

[6]. همان ، ج 2 ص 684

[7]. همان ، ج 2 ص 684

[8]. همان ، ج 2 ص

+ نوشته شده در  ساعت 6:1  توسط ایرانی حقیقت دوست  |