بررسی مسیحیت http://mohabaat17.blogfa.com/

بررسی اهل سنت  http://sonihagigi17.blogfa.com/

 

 بررسی بهائیت و شیطان گراییhttp://adeani17.blogfa.com/

 

 افراد باسواد و حقیقت‌جو تحت تأثیر جملات عاطفی صرف، قرار نگرفته و از اندیشه و عقل برای یافتن حقیقت استفاده می‌نمایند. برای یافتن حقیقت و قضاوت در مورد حقانیت اسلام و زرتشت باید با مبانی اندیشه‌ای آن‌ها آشنا شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی ۱۳۹۴ساعت 17:20  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن ۱۳۹۴ساعت 18:5  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

   سیاست مدارانی که عمل گرا نیستند و بی عرضگی شارن را به پشت سر  اسلام و تحریم و... پنهان میکنند

ما به ياد‌‌‌‌‌ مي‌آوريم كه  چگونه جناب رئیس جمهور معیشت مردم را به مذاکرات هسته ای وصل میکند د‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌وران مذاكرات چگونه قلب ميليون‌ها نفر از هم ميهنان مي تپيد‌‌‌‌‌ و با بيم و اميد‌‌‌‌‌ بعضا تا د‌‌‌‌‌ل صبح مي نشستيم كه شايد‌‌‌‌‌ خبري از وين بيايد‌‌‌‌‌.

ما فراموش نمي‌كنيم كه د‌‌‌‌‌ر بسياري موارد‌‌‌‌‌ مذاكرات عملا به بن بست مي رسيد‌‌‌‌‌ و به نظر مي رسيد‌‌‌‌‌ كه طرفين چمد‌‌‌‌‌ان‌ها را بسته‌اند‌‌‌‌‌ تا سوار هواپيما بشوند‌‌‌‌‌ و آقاي‌جان‌كري برگرد‌‌‌‌‌د‌‌‌‌‌ به امريكا و مابقي بازگرد‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌

به كشورهاي خود‌‌‌‌‌شان. اما د‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌قيقه 90 به اطلاع مي رسيد‌‌‌‌‌ كه آقاي ظريف و آقاي كري رفته اند‌‌‌‌‌ پشت پرد‌‌‌‌‌ه و ساعت‌ها نشسته اند‌‌‌‌‌ و مذاكره مي‌كنند‌‌‌‌‌.

اما پس از تحریم باز هم فشار اقتصادی و بیکاری بیدا میکند 

به ناگاه جناب روحانی بهانه ای دیگر درست میکند 

برخی به ما می‌گویند حال که برجام انجام شده،

دولت برای ملت رفاه بیاورد؛ این در حالی است که مگر ما برجام آورده‌ایم؟

 برجام را خدا آورده

و همان خدا نیز برای ملت سربلندی و رفاه بیشتری خواهد آورد»

و این در حالی است که خداوند میگوید مسوولیت قبول کردی باید برنامه بریزد و تلاش گنید 

تا پیروز شوید

پس بدانید عزیزان این اسلام واقعی نیست  این بی عرضگی  مسئولین وجنگشان بر سرعلوفه بیشتر هست بس

اما فیض روح القدس سر جای خودش و تدبیر و مدیریت دولت هم سر جای خودش! اگر بنا بود ملت صرفا منتظر فیض خداوندی بودند، دیگر رئیس جمهور برای چه انتخاب کرده اند؟

 اما اینکه بخواهیم از این اعتقاد درست مردم بهره برداری کنیم و همه چیز را به اراده خداوند واگذاریم و دست روی دست بگذاریم، نیز مشکلی از مشکلات مردم کم نخواهد کرد

فریب مردم برای جمع کردن رای مجلس

بس هست این کاره های کثیف را نکنید خواهشا 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن ۱۳۹۴ساعت 17:31  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

به موجب متون فقهی زرتشتی، هر مرد و زن مؤمنی می‌بایست پنج بار در شبانه‌روز برای نمازهای پنجگانه وضو بگیرند

و ممنوع بود که کسی از خواب بیدار شود و پیش از آنکه وضو گرفته باشد،

دست به چیزی بزند.

برای بی‌توجهی به احکام وضو مجازات‌های سختی وضع شده بود که در برخی مواقع شامل «مرگ‌ارزانی» (اعدام) می‌شد.

آداب وضو ساختن چنین بود

که شخص می‌بایست سه بار با گمیز (ادرار) گاو و سه بار دیگر با آب به این ترتیب شستشو کند: دست راست و سپس دست چپ از آرنج تا سر انگشتان، صورت از گوش تا زیر چانه، پای راست و سپس پای چپ از ساق به پایین.

 

چنانکه گمیز گاو در دسترس نبود و بیم آن می‌رفت که وقت نماز بگذرد،

می‌بایست از ادرار دیگر چارپایان (همچون گوسفند و خر) استفاده کند.

و نیز چنانچه ادرار آن چارپایان نیز در اختیار نبود،

باید با سه بار دست زدن در خاک تیمم می‌کرد.

در تمام این مراحل خواندن ادعیه وضو نیز لازم بود

که شامل دعای اَشِم‌وُهو، دعای کِمنامزدا و چند دعای دیگر می‌شد.

 به نقل از سه متن پهلوی زرتشتی: شایست نشایست، بخش 12، بند 21؛ روایات داراب هرمزدیار، جلد اول، صفحه 311؛ صد در نثر، درهای 35 و 50 و 74.

غسل مس میت یا «بَرِشنوم» در دین زرتشتی دارای احکام و آداب پیچیده و دشواری بود که یکی از آنها عبارت بود

از شستشوی بدن با پیشاب (ادرار) گاو و ریختن آن از فرق سر تا به پایین.

چنانچه کسی احکام شرعی غسل مس میت یا برشنوم را به درستی انجام نمی‌داد،

  اما مجازات  اجرای حد شرعی آن چنین بود که دست و پای آن «دیو پرست» را می‌بستند، سرش را می‌بریدند،

پوستش را می‌کندند، و بدنش را جلوی پرندگان لاشخور می‌انداختند. چنانچه شخص گناهکار پیش از اجرای حکم از گناه خود توبه می‌ک

و کفاره گناه خود را به موبدان پرداخت می‌نمود،

مشمول بخشش و ترحم می‌شد و مجازات او در جهان آخرت بخشیده می‌شد.

وندیداد، فرگرد ۹، بند ۴۹؛ رضی، هاشم، دانشنامه ایران باستان، جلد اول، تهران، ۱۳۸۱، صفحه499

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:43  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

به موجب متن اوستایی و زرتشتی وندیداد، در برخی موارد گناه یک مرد زرتشتی در صورتی بخشیده می‌شد که موبدان با دختر یا خواهر بیگناه آن مرد همخوابگی می‌کردند.

 دانشنامه ایران باستان، جلد چهارم، صفحه ۲۴۴۷ و ۲۴۴۸؛ همو، ترجمه و شرح وندیداد، جلد سوم، صفحه ۱۴۳۴ و ۱۴۶۳

 

البته زرتشت فعلی دچار انحراف هست و میراث واقعی این پیامبر الهی نیست

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 18:28  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

 

اگر کسی مرتکب گناهی شد برای نجات از آلودگی این گناه ( و رسیدن به پاکی و خوشبختی واقعی ) باید کارهایی را انجام دهد از جمله کشتن ده هزار گربه ؛ که درفرگرد 14 بند 5 گفته شده است 


اوستا ،گزارش دکتر دوستخواه؛ جلد 2 صفحه 818 ؛ انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان 

 

 

زنی که در زمان عادت ماهانه : پریود قرار دارد ) بعد از قطع شدن خون باید کارهایی را انجام دهد تا از آلودگی پاک شود . از جمله اینکه :1. باید سه گودال حفر کنند . در دو گودال اول این زن باید خودش را با ادرار گاو بشوید و در گودال سوم خود را با آب بشوید .2. سپس باید 200 مورچه دانه کش را از بین ببرد

 اوستا ، وندیداد ، فرگرد 16 بند 12

یکی از راههای رسیدن به آمرزش و بخشیده شدن گناهان بزرگ ، کشتن ده هزار کرم خاکی است .در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 14 بند 1 تا 13 آمده است که اگر کسی مرتکب گناهی شد برای نجات از آلودگی این گناه ( و رسیدن به پاکی و خوشبختی واقعی ) باید کارهایی را انجام دهد از جمله کشتن ده هزار کرم خاکی ؛ که درفرگرد 14 بند 5 گفته شده است

وندیداد ، گزارش جیمز دارمستتر ، صفحه224

 

.

مورچه موجودی اهریمنی و خبیث

 

مورچه ها کفاره ی بسیاری از گناهان در دین زرتشتی

 

با کشتن مورچه ها، اهورامزدا از انسان راضی شده و گناهان را می بخشد

 

زن برای پاک شدن از عادت ماهانه باید دویست مورچه را بکشد.

 

اگر کسی با زن دشتان -حائض- نزدیکی کند، باید هزار مورچه دانه کش و دو هزار مورچه از انواع دیگر را بکشد تا کفاره ی گناهش شود.

 

ثواب کشتن انواع مورچه (ant :marchish) و مخصوصاً مورچه ی دانه کش (corn-dragging ant) برابر است با ثواب نماز و عبادت بسیار برای خداوند.

 

ویران نمودن لانه ی مورچگان، کردار نیک شمرده می شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۴ساعت 12:13  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

 

 

سخن گفتن از نژاد خالص (آریایی و عرب و…) توهمی بیشتر نیست

و ایران کنونی، در طول تاریخ با نژادهای مختلف مغول و چینی و ترک و عرب و کرد

و همه و همه مخلوط شده و نژادپرستی تنها سلاحی کهنه و عقب مانده،

برای مبارزه با اسلام، بعنوان دینی جهانی ورای همه اقوام و نژادهاست.
آنها هرگز به شما نخواهند گفت در کشوری که بیش از ۶ میلیون سید (از نسل ائمه اطهار)

آن هم فقط از جانب پدر، وجود دارد (۹) پس چند میلیون ایرانی از نسل سایر اعراب وجود دارد؟
کوروش پرستها هرگز به شما نخواهند گفت،

شاید رگ و ریشه خودشان مغولی و تاتار باشد!

منبع راه راستی گفتگو با زرتشتیان

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:36  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

 

 

زرتشتیان تنها مبدأ خیر (اهورا مزدا) را پرستش می کنند.

پس زرتشتیان «یگانه پرستند».

ولی زرتشتی ها قائل به توحید افعالی نیستند

یعنی همه چیز را آفریده ی اهورامزدا نمی دانند

بلکه شروری مانند درندگان و گزندگان را آفریده ی اهریمن می دانند.

شهید مطهری می گوید: «آنچه در مورد زردشت محقق است این است که به "توحید در عبادت" دعوت مى کرده است. اهورامزدا که از نظر شخص زردشت نام خداى نادیده خالق جهان و انسان است، تنها موجودى است که شایسته پرستش است. زرتشت که رسماً خود را مبعوث از جانب اهورامزدا مى خوانده است مردم را از پرستش دیوها که معمول آن زمان بوده است نهى مى کرده است.» (خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۲۲۴)

 این مطلب از ان جهت نوشته شده تا عزیزان زرتشتی بدانند ما نقد منصفانه  را مینویسیم

 

منبع راه راستی گفتگو با زرتشتیان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۴ساعت 20:54  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 17 ،بند 11 آمده است افرادی که « داد » یعنی قوانین دین مزداپرستی ( زرتشتی ) را نایدیده بگیرند ، سرکش هستند و سزاوار مرگ اند !

برای مثال در باب گرفتن مو و ناخن زرتشت میگوید که این موها و ناخن های چیده شده را باید دور از آتش و آب و ... قرار داد و بر ان دعایی ویژه ( که غیر زرتشتیان بلد نیستند ) را 9 مرتبه بخوانند . سپس باید با خواندن دعایی ویژه این ناخن ها و ... را به پرنده ای به نام « اشوزوشتا » هدیه بدهند تا بخورد . ( اوستا ، وندیداد ، فرگرد 17 بند 1 – 10)

و در نهایت اگر کسی به این دستور العمل عمل نکند ، بنا به گفته ی زرتشت در همین فرگرد ، بند 11 ، سزاوار مرگ است .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۴ساعت 16:8  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

در شاهنامه فردوسی نیز بسیار دیده می شود که از وجود بردگان و کنیزان در دربار پادشاهان ، به ویژه پادشاهان ساسانی سخنی می گوید . همان گونه که گفته شد این بردگان همگی قابل خرید و فروش و همچون چارپایان در ردیف اموال مالک خود بودند .اندرز کردن کى‏ خسرو به ایرانیان‏ : همان بدره و برده و چارپاى بر اندیشم آرم شمارش بجاىفرستادن کى‏ خسرو بندیان را با گنج نزد کاوس‏ : دگر بردگان مهتران را سپرد به ایوان ببرد از بزرگـــان و خرددر داد و فرهنگ نوشین‏روان‏ : بهشتى بد آراســـته بارگاه زبس برده و بدره و بار خــــواهگفتار اندر بزرگى خسرو پرویز : بمشکوى زرّین ده و دو هزار کنیزک بکــــــــــــردار خرّم بهارسپردن یزدگرد ، پسرش بهرام را به منذر و نعمان و پرورش کردن او را : بیاورد رومى کنیـــــزک چهل همـــــه از در کـــــام و آرام دلآرتور كرستين سن درمورد نحوه برخورد با اسیران جنگی می گوید : « معمولا دست اسيران جنگى را بر پشت بسته و آنها را به عنوان غلامى‏ مى‏ فروختند ، يا به نواحى كم جمعيت كشور براى آبادانى و كشت و زرع مي فرستادند . » [ ۱۳ ]

 

نا بر کتیبه ها و نسکهای تاریخی و باور پژوهشگران ، خرید و فروش بردگان و کنیزان در جامعه ی زرتشتی در اندازه ای گسترده رایج بود و رهبران زرتشتی نیز نه تنها با این مسئله مبارزه نمی کردند بلکه خود آن را ترویج و گسترش هم می دادند . همچنین در دین زرتشتی کتک زدن برده‌ ای که همچون گاو بخوابد و کار نکند ( ! ) مجاز دانسته شده است . بر پایه ی متن زرتشتی روایت پهلوی اگر برده ای از انجام دستورات مالک خود سرپیچی کند ، او را باید زد تا فرمانبردار شود و کار کند. اگر باز هم کار نکند، مرگ‌ارزان ( سزاوار اعدام ) است .

روایت پهلوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۹۰ ، ص ۲۸۸ ( پژوهش های ایرانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴ساعت 19:31  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

در کتاب اوستا ، وندیداد ، فرگرد 14 ، بند 15 امده است یکی از راههای پاک شدن از گناه این است که گنهکار ، خواهر یا دختر نوجوان 15 ساله ی خود را به همراه گوشواره و پول و ... به اشون مردان ( زرتشت و شاگردانش ) پیشکش کند :

 
او باید اشونانه و پرهیزگارانه دختر دوشیزه ی مرد نادیده ای را چون تاوانی به روان سگ آبی ، به اشون مردی بدهد . 
ای دادار جهان استومند ، ای اشون ،
چگونه دختری ؟
اهورامزدا پاسخ داد :
یکی از خواهران یا دختران جوان وی که از مرز پانزده سالگی گذشته و گوشواره هایی در گوش داشته باشد .

و در بند قبلش یعنی بند 14 آمده است که این گنهکار باید از روی رضایت و خرسندی بالش ، زیرانداز و رواندازی نیکو به عنوان بستر ( ! ) هم برای این اشون مردان آماده کند .

نگاه کنید به : 

اوستا، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان، ج 2 صفحه 822

البته این سخن ما نیست . بلکه گفتار اوستا است . راه پاسخگویی نیز برای زرتشتیان باز است تا اگر توضیحی دارند ارائه کنند . البته زرتشتیان در توجیه این عوام فریبی میگویند که منظور از « دادن دختر به مردان اشو » به ازدواج در آوردن است . در حالیکه برای هر عاقلی روشن است منظور اهورامزدا ( ! ) از این دستور ، پیشکش و هدیه دادن دختران بی گناه به اشون مردان است . به هر روی اگر ازدواج هم در میان باشد ، چرا دختر باید برای بخشیده شدن گناه پدرش فدا شود ؟؟؟ اصلاً چرا باید به زور در بستر یک اَشَوَن - مرد برود ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۹۴ساعت 20:10  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

زرتشت گفت : مردان باید از زنان و ماده سگها سرپرستی کنند .

در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 15 بند 19 آمده است که اهورمزدا به زرتشت میگوید :


 
این خویشکاری هر اشون مردی است که هر مادینه بارداری را خواه دوپا ، خواه چهارپا ، خواه زن ، خواه ماده سگ نگاهدار باشد.

یعنی واقعاً زن در نگاه دین زرتشتی همردیف ماده سگها قرار دارد ؟ گرچه در نگاه اول ، این حکم از جهتی اخلاقی می نمایاند ، اما به راستی چرا اهورامزدا باید با لحنی زننده و توهین آمیز ، زن را در کنار و همردیف حیوانات چهارپا و مخصوصاً سگهای ماده قرار دهد ؟ 

نگاه کنید به :


اوستا ، وندیداد ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 ص 829 

وندیداد ، پژوهش ژام دارمستتر ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش ، صفحه 233 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۹۴ساعت 20:8  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

راه رسیدن به خوشبختی بنا بر متن اوستا ، در گفتار زرتشت این است که پیروانش ، زمینهای حاصلخیز خود را به او هدیه دهند . 

زرتشت از قول اهورامزدا گفت : اگر کسی مرتکب گناهی شود ( مثلاً کشتن سگ ) باید برای پاک شدن از آلودگی این گناه زمین حاصلخیز و زیر کشت خود را به اشون مردان ( در رأس انان زرتشت ، شاگردان زرتشت و دیگر موبدان ) هدیه دهد :

در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 14 بند 13 :

« او باید اشونانه و پرهیزگارانه زمینی بارآور را چون تاوانی به روان سگ آبی ، به اشون مردان بدهد .»

( همچنین در بندهای قبلی 9 – 10 – 11 – 12 آمده است که این گنهکار باید دیگر لوازم مورد نیاز این اشون مرد همچون ابزار جنگی و ابزار مورد نیاز در آتشکده و ... را نیز تأمین کند )

در بندهای قبلی از ابزار مورد نیاز در آتشکده سخن گفت که شخص گنهکار باید به اشون مرد هدیه دهد که این مسئله از قدیم تا به امروز در اختیار موبدان است . این مسئله در بند 8 از همین فرگرد ( فرگرد 14 ) به صراحت آمده است که باید این ابزار به موبد هدیه داده شود . 
نگاه کنید به ترجمه های دکتر دوستخواه ( انجمن زرتشتیان المان ) و همچنین پژوهش جیمز دارمستتر

جالب اینجاست که در ادامه ( در بند 14 همین فرگرد ) میگوید : این گنهکار باید خانه ای بزرگ برای اشون مرد بسازد و همچنین لحاف و بالشهایی زیبا نیز برای اشون مرد ( زرتشت ، شاگردان و طرفداران او ) تهیه کند :

« او باید اشونانه و پرهیزگارانه خانه ای با آغلی به درازای نه هاسر با نه نمته را چون تاوانی به روان سگ آبی ، برای اشون مردان بسازد ...
او باید اشونانه و پرهیزگارانه بسترهایی نیکو با زیرانداز و روی انداز و بالش را چون تاوانی به روان سگ آبی به اشون مردان بدهد »

نگاه کنید به :

اوستا ، وندیداد ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 ص 821 - 822 

وندیداد ، پژوهش ژام دارمستتر ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش / صفحه 227 - 228 


نکته : سگ ( مخصوصاً سگ آبی ) در دین زرتشتی از قداست خاصی برخوردار است . 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۹۴ساعت 20:7  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

در اینجا بیان شد که اوستای عصر ساسانی 21 بخش داشت و امروزه فقط بخشی اندک از آن باقی مانده است . ودر اینجا نیز بیان شد که این تحریفها تا حد زیادی عمدی بود که توسط رهبران جامعه زرتشتی انجام شد . اما امروزه بخشیهایی از اوستا همچنان باقی است . امروزه نیز ، میراث بانانِ همان خیانت گران و سانسور گران سده های گذشته ، سعی میکنند تا نسک وندیداد ( که از بخشهای اصلی اوستا بوده و هست ) را نیز سانسور ، بلکه حذف کنند . چون این کتاب به خوبی نشانگر چهره ی واقعی دین زرتشتی است .

ما در این نوشتار ، جایگاه وندیداد اوستا در دین زرتشتی را روشن خواهیم کرد .تا افشا کنیم خیانت رهبران امروز جامعه زرتشتی را که تلاش می کنند کتاب وندیداد را از اوستا حذف کنند . و این سانسور ( و حذف وندیداد از اوستا ) توسط رهبران جامعه زرتشتی به این خاطر است که رسوایی های تاریخ و باورهای دین زرتشتی کمتر به گوش جهانیان برسد . 

وندیداد یکی از اصلی ترین بخشهای اوستا است که همواره پژوهشگران برای درک عقائد و باورهای دین زرتشتی بدان مراجعه میکردند .

یان ریپکا میگوید :
« ویدودات‏ ( وندیداد ) شامل بسیارى جزئیات تاریخى و فرهنگى است که به وسیله آن مى‏ توان زندگى جامعه مزدیسنا و اخلاق و اعتقادات و خرافات غالبا شگفت آن را عمیقا بررسى کرد. »


یان ریپکا ؛ تاریخ ادبیات ایران از دوران باتان تا قاجاریه ، صفحه 30 ، انتشارات علمى و فرهنگى‏ ، تهران‏ ، چاپ اول

گرانتوسکی میگوید : 
« منبع اصلى بررسى وضع ایران باستان اوستاست‏ . » 
« آنچه از اوستاى باستانى حفظ شده به بخش‏هاى مهمى‏ تقسیم گردیده است. مهمترین آنها یسنا (قربانى، دعا)، یشت‏ها (نیایش و سرودهاى خدائى)، وندیداد (قانون ضد دیوها) است. » 

تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز ، نویسنده: گرانتوسکى / ترجمه: کیخسرو کشاورزى‏ ، ناشر: انتشارات پویش‏ ، تهران‏ ، 1359 هـ ش ، چاپ اول‏ ، صفحه 63 – 64 

استاد پورداود بزرگترین اوستاپژوه ایران میگوید :
«بنا به دینکرد نسک نوزدهم اوستای ساسانیان بود . بنا به شرحی که دینکرد از وندیداد می دهد این نسک تماماً به ما رسیده است » ایشان می افزاید : « آن قسمتی از اوستــــــا که مخصوصاً مقدسشمرده می شد و در جـــزو ادعیه و نماز و ستایش بود و محل احتیاج روزانه مردم بود و موبدان ، محفــــوظ تر ماند تا از قسمت هایی که کمتـــر طرف احتیاج بوده است . » 
پورداود : گاتها ، کهن ترین بخش اوستا ، انتشارات اساطیر ، تهران ، چاپ اول ، 1378 هـ ش ، صفحه 75 

سرپرسی سایکس در کتاب « تاریخ ایران » میگوید :

کتاب وندیداد یگانه قسمتی از اوستا است که به صورت کامل باقی مانده است . ‏


سرپرسى سایکس ، تاریخ ایران ، ج 1 ص 138 ، ترجمه سید محمد تقى فخر داعى گیلانى‏ ، انتشارات افسون‏ ، تهران‏ ، چاپ هفتم‏


استاد حسن پیرنیا ( از بزرگترین پژوهشگران عرصه تاریخ ایران ) در کتاب « تاریخ ایران باستان‏ » مینویسد :
« وندیداد کتابی است که چیزی از آن مفقود نشده است . »


حسن پیرنیا ؛ تاریخ ایران باستان ، ج 4 ص 2885 ، ناشر: دنیاى کتاب‏ ، تهران‏ ، چاپ اول‏

این نشان می دهد بزرگان دین زرتشتی ؛ هیربدان و موبدان ، همان کسانی که گاتها و ... را به عصر حاضر رساندند برای وندیداد ارزشی فوق العاده و قداستی فراوان قائل بودند که آن را کامل به عصر حاضر رساندند . وندیداد به صورت کلی گفتگوهای میان اهورامزدا و زرتشت است که نوشته ی موبدان است . که از دو کانال به عصر کنونی رسید . 

1. از طریق رهبران زرتشتی ( هیربدان ، موبدان و ... ) که نگارش این متنها در اختیار آنان بود .
2 . به صورت شفاهی ( و سینه به سینه )
و این دو کانال دقیقاً همان دو کانالی است که گاتها و ... امروز به دست ما رسیده است ! 
هرگونه زیر سؤال بردن وندیداد مستقیماً به گاتها و دیگر بخشهای اوستا آسیب می رساند . چون وندیداد دقیقاً از همان کانالی به عصر حاضر رسیده است که گاتها به عصر کنونی رسیده است . 

تأیید ماهیت وندیدادتوسط گاتها :

گرچه قدمت گاتها بیشتر از وندیداد است . اما مهم این است که این دو کتاب هر دو از اصلی ترین و مهم ترین منابع برای شناخت دین زرتشتی هستند . ( گرچه گاتها تحریف شده و کامل به عصر حاضر نرسیده و از طرفی تا حد زیادی منسوب به اطرافیان زرتشت است نه خود زرتشت ) اما هم گاتها و هم وندیداد بیانگر عقائد زرتشت و نوع نگرش وی به جهان هستی است . و نکته ی جالب اینجاست که ماهیت وندیداد توسط گاتها تإیید شده است . ( گرچه قدمت گاتها بیشتر از وندیداد است اما در متن گاتها عبارتی وجود دارد که به خوبی نشان میدهد وندیداد یقیناً منسوب به زرتشت است . گرچه نگارش آن سالها پس از زرتشت صورت گرفت . اما این نگارش توسط همان کسانی صورت گرفت که نگهبان و میراث بان گاتها و ... بوده اند . )
اوستا ؛ گاتها ، هات 34 بند 12 :
« ای مزدا ؛
داد تو چیست ؟ خواستار چیستی ؟ کدامین ستایش و کدامین نیایش را سزاوار می شناسی ؟ »
ترجمه ی دکتر دوستخواه ( نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، انتشارات مروارید )
و در متن گزارش دکتر آبتین ساسنفر آمده است :
بارتولومه و کانگا و دیگر محققین و پژوهشگران در ترجمه ی عبارت « razare » که در متن گاتها آمده است از کلماتی همچون اصول ، ضوابط ، فرمان ، دستور ، دستورالعمل و ... استفاده کردند . 
و مواردی دیگر که به زدی بیان خواهد شد .

گاتها ( سروده های آسمانی زرتشت ) ، پژوهش دکتر آبتین ساسانفر ، صفحه 498 ، انتشارات بهجت ، تهران ، چاپ اول 1390 هـ ش

درحالیکه ما در متن گاتها از ضوابط یا دستورالعملها و ... ( مخصوصاً در زمینه ی عملی : یا همان کردار ) اثری خاص و قابل ملاحظه نمی بینیم . و تنها بخش اوستا که به بیان این دستورالعملها و ضوابط ( آن هم از سوی اهورامزدا ) می پردازد همان بخش وندیداد است ( که متأسفانه خیانتکاران به تاریخ امروزه در پی حذف این کتاب هستند تا بر رسوایی های خود سرپوش بگذارند )
جالب اینجاست که موبدان زرتشتی در طول تاریخ در راه نگه داری و مراقبت از وندیداد بسیار تلاش کردند . و این تلاش اینها بیش از تلاششان برای نگهداری از گاتها بوده است ! آنچنانکه گاتها امروزه به صورتی ناقص به ما رسیده است اما وندیداد به صورت کامل .

نتیجه : وندیداد همواره در سده ها و هزاره های گذشته ( چه به صورت مکتوب و چه به صورت شفاهی ) جز اصلی ترین و مهم ترین و کلیدی ترین کتابها و منابع دین زرتشتی بود و همواره ارزشمند محسوب می شد ( و امروزه نیز در میان زرتشتیان هندوستان و حتی بسیاری از زرتشتیان ایران بسیار ارزشمند شمرده می شود ) اما چون این کتاب به خوبی چهره ی واقعی دین زرتشتی را به جهانیان نشان میدهد ، برخی از « سانسور گران » و « خیانت کاران به تاریخ » تلاش میکنند تا این کتاب را از دین زرتشتی حذف کنند تا چهره ای جدید و صد البته دروغین از دین زرتشتی ارائه دهن

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۹۴ساعت 20:6  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 9 بند 37 آمده است که اگر کسی دیگری را از ناپاکی مردار ( دیو نسو ) پاک کند ، باید از او دستمزد بگیرد . اما از موبدان ( رهبران دینی زرتشتی ) نباید پولی بگیرند ! و باید به دعای خیر موبد بسنده کنند :

 

پاک کننده باید موبد را در برابر آفرین و آمرزش خواهی وی ، شهریار را به ارزش اشتر نر پر بهایی ، شهربان را به ارزش نریانی ، دهخدا را به ارزش ورزاوی و خانه خدا را به ارزش ماده گاو سه ساله ای پاک کند .

چگونه است که از دیگران باید پول گرفت اما از موبدان نباید چیزی گرفت ؟؟؟

نگاه کنید به :


اوستا ، وندیداد ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان ، ج 2 ص 777 

وندیداد ، پژوهش ژام دارمستتر ، ناشر دنیای کتاب ، تهران ، 1384 هـ ش ، صفحه 189

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۹۴ساعت 20:5  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

هاشم رضی در کتاب «وندیداد» در شرح فرگرد ۴، صفحه ۵۰۷ ـ ۵۰۸ چنین می نویسد:
در «ماتیکان هزار داتستان» یا هزار ماده ی قانونی مطالب بسیاری در باره ی زنان، ازواج، واگذاری زنان یا ازدواج استقراضی آمده است. یک مرد حتی می توانست علی رغم میل و رضایت پادشاه زن خود، او را به اشخاص تنگدستی که نیاز به زن داشتند، برای مدت معینی واگذار کند. شرایط معاهده، زمان واگذاری، فرزندانی که از این زن در مدت قرض دادن وی تولید می شد، همه قبلا مورد موافقت دو طرف قرار می گرفت. (در باره ی حقوق ساسانی، ج ۱، ص ۳۶) و به این ترتیب دستور وندیداد اجرا می شد.
دارایی زن به شوهر دوم نمی رسید و تنها نیروی کار و خدمات و در صورت توافق تا اندازه ای، فرزندانی که از شوهر دوم در مدت استقراض حاصل می شد، برای شوهر ثانوی محفوظ می ماند.
باید اشاره شود که این مورد مراجعه ی نیازمندان و اشخاص تنگدست به اشخاص مرفه الحال، قوانین ویژه ای داشت. شخص نیازمند که درخواست می کرد، خود از قوانین آگاه بود و درخواست به صورت قانونی عرضه می شد. (همان کتاب، ص ۳۵)
کودکانی که از شوهر دوم برای زن تولید می شد، متعلق به شوهر اول بود.
پس از مراجعه ی کسی که نیازمند زن بود، مردی که به او مراجعه شده بود ـ با توجه به مطالب «ماتیکان هزار داتستان» ـ زن خود را با اجرای صیغه ای، به طور موقت از قید زوجیت آزاد می کرد. شوهر هرگاه به زن بگوید که: «از سوی من،  بر خود آزاد شدی…» صیغه ی طلاق موقت جاری شده و اجازه داشت به عنوان «چاکرزن» به ازدواج دیگری در آید. (در باره یک کتاب حقوقی ساسانی. فرهنگستان هایدلبرگ، ۱۹۱۰، جزوه ۱۱، ص ۳)
حتی مرد می توانست زن خود را بدون توافق زوجه به دیگری به طور موقت واگذار کند. در چنین صورتی شوهر دوم از ثروت زن بهره ای نمی برد؛ همچنین کودکان تولید شده نیز چنان که اشاره شد به شوهر اول تعلق داشتند و شوهر اول هرگاه که می خواست مطابق قانون می توانست زن و فرزندان وی را  که از شوهر دوم بود، باز پس گیرد…
فرزندانی که تولید می شدند، گاه به فروش می رفتند و این منبع درآمدی برای پدر بود و به عنوان نیروی کار از این فرزندان، چون بردگان بهره بری می شد. زن و کودک و برده، درست به عنوان یک شیء بودند.
به موجب «ماتیکان هزار داتستان» فروختن فرزند و به بردگی گرفتن فقط از اختیارات پدر است که می تواند فرزند را بفروشد، بکشد یا عضوی از او را ناقص کرده از کار بیندازد. (در باره حقوق ساسانی، جزوه ۵، ص ۲۲)
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی ۱۳۹۴ساعت 16:40  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

 به نام یزدان پاک،..اگر یک چرخ کوچک در اینترنت بزنید مشاهده خواهید کرد.زرتشتیان یا علاقمندان به این دین وجود هر گونه سنگسار در دین زرتشتی را انکار می نمایند! در حالی که این ادعا بر خلاف حقایق موجود است.و در منابع  مربوط به این دین از سنگسار سخن رفته است.در گذشته زرتشتیان نوجوانانی که به 15 سال می رسیدند و از بستن کمربند دینی( کُستی یا کُشتی ) امتناع می ورزیدند یا کستی در اختیار نداشتند را سنگسار می نمودند!!. کُستی یا کُشتی کمربندی است که به موجب دین زرتشتی بستن آن برای هر فرد زرتشتی که به 15 سال رسیده واجب است. 

در اوستا-در ويسپرد - کرده ي هفتم-بند5 درباره ی کشتی می خوانیم:«زَور و کـُشتي ِبَرسَم ِاَشَوَن ِبه آيين اَشَه گسترده، رَدان اَشَوَني را مي ستاييم»(گزارش جلیل دوست خواه)

در اوستا-در ونديداد-در فرگرد هيجدهم در بند 53 و 54 چنین آمده است:

«سروش پارسا، گرز آخته در دست، از دروج پرسيد :

اي دروج تيره روز و تبهکار !
کيست چهارمين تن از نرينگان تو ؟»

پس دروج ديو نيرنگ باز پاسخ داد :
اي سروش پارساي برزمند !
چهارمين نرينه ي من کسي است - خواه مرد، خواه زن - که پس از پانزده سالگي «کـُشتي» بر تن نبندد و «سُدره» نپوشد.(گزارش جلیل دوستخواه)

در کتاب و رساله ی حقوقی و فقهی زرتشتی صد در نثر باب  46 چنین نوشته شده است:

«اينکه چون مردم چهارده ساله باشند کشتي بربايد بستن چه دستوران گفته امد که آن نه ماه که در شکم مادر بوده اند هم اندر حساب بايد گرفتن!
چه در دين ما کاري بهتر از کشتي داشتن نيست! بر مرد و زن فريزوانست و بروزگار پيشين اگر کسي پانزده ساله تمام شدي و کشتي نداشتي او را بسنگسار کردندي که نان و آببروي حرامست!» 

http://monadia.blogfa.com/post/20

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۴ساعت 18:33  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۴ساعت 15:1  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

با سلام،

همانطور كه در قبل عنوان شد، هيچ زرتشتي در دنيا نمي­تواند به طور علمي ثابت كند كه اين اوستاي موجود تماماً همان اوستاي زرتشت پيغمبر است. قسمتي از اوستا به نام «يَسنا» مي­باشد كه از چند قسمت تشكيل شده است. يكي از قسمتهاي «يسنا» نيز «گاتها» مي­باشد. همانطور كه بيان شد، تمام مورّخين و مفسّرين و صاحبنظران در اوستا، اتّفاق نظر دارند در اينكه تنها قسمتي از اوستا را كه مي­توان تماماً به زرتشت پيغمبر نسبت داد همين گاتها مي­باشد؛ و اينكه سبك نگارش اين قسمت از اوستا با قسمتهاي ديگر اوستا متفاوت است. كه در اين خصوص علاوه بر مطالب نقل شده در قسمتهاي قبل، مطالب ديگري از زبان خود زرتشتيان بايد اضافه كرد؛ «كتاب مقدّس ايرانيان، اوستا، متشكّل از سه بخش عمده از لحاظ تاريخ و زمان نگارش است. يكم، اوستاي متقدّم كه مربوط به باورها و تفكّرات ديني ايرانيان قبل از ظهور اشوزرتشت[1] است و بعد از زمان اشوزرتشت، مجدّداً با پاره ­اي تغييرات، جزئي از اوستاي متأخّر مي­شود...».[2] در ابتدا بايد گفت كه پس تمام اوستا براي يك زمان نبوده است و زمان نگارش قسمتهاي مختلف آن متفاوت بوده است. و هم اينكه يك قسمت از آن براي زماني است كه اصلاً زرتشت پيغمبر ظهور نكرده است. لذا قسمتهايي از اوستا وجود دارند كه نه تنها از طرف خداوند نازل نشده است، بلكه تنها مربوط به بافته­ها و تفكّرات ذهني ايرانيان بوده است و هيچ ربطي به زرتشت ندارند.

«... دوّم، اوستاي دوران اشوزرتش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۴ساعت 16:14  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامی که خشایارشاه به ملکه «وشی» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایی اندام او را بنگرند، وی امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچی، به حکم دادوَران، عنوان «ملکه ایران» را از دست داد. در زمان ساسانیان - که پس از نبوت زرتشت است - افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد. به گفته ویل دورانت پس از داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع، جرأت نداشتند که جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد که آشکارا با مردان آمد و رفت کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی حتی پدر و برادرشان را ببینند. در نقش‏هایی که از ایران باستان بر جای مانده است، هیچ صورت زنی دیده نمی‏شود و نامی از ایشان نیامده است. تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشم‏گیر است که برخی از اندیشمندان و تمدن‏نگاران، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی کرده‏اند. از آن‏جا که مرکز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است و آن حضرت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش کمبودی نمی‏دیده است، با تأیید حدود و کیفیت حجاب رایج آن دوران، کوشید تا با پندهای، خود ریشه‏های درونی حجاب را تعمیق و مستحکم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد. به پند و اندرزهای «اشوزرتشت» بنگرید تا تلاش وی برای تعالی و آموزش مبانی حجاب و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهری با عفّت باطنی، روشن‏تر شود؛ او می‏فرماید: ای نوعروسان و دامادان!... با غیرت، در پی زندگانیِ پاک‏منشی بر آیید... .ای مردان و زنان! راه راست را دریابید و پیروی کنید. هیچ گاه گردِ دروغ و خوشی‏های زودگذری که تباه کننده زندگی است، نگردید؛ زیرا لذّتی که با بدنامی و گناه همراه باشد، همچون زهر کشنده‏ای است که با شیرینی درآمیخته و همانند خودش دوزخی است. با این گونه کارها، زندگانی گیتی خود را تباه مسازید. پاداش رهروان نیکی، به کسی می‏رسد که هوا، هوس، خودخواهی و آرزوهای باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد و کوتاهی و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس نخواهد بود. فریب خوردگانی که دست به کردار زشت زنند، گرفتار بدبختی و نیستی خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است. گفتنی است که در دین زرتشت، لباس یا کیفیت خاصی برای حجاب زنان واجب نشده است؛ بلکه لباس رایج آن زمان که شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش - یعنی چادر یا شنلی بر روی آن - بوده است، مورد تقریر و تنفیذ قرار گرفته است. هر چند که استفاده از سِدرِه و کُشتی - لباس مذهبی ویژه زرتشتیان - توصیه شده است. البته بر هر مرد و زن واجب است که هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته مؤبد «رستم شهرزادی» پوشش زنان باید به گونه‏ای باشد که هیچ یک از موهای سرِ زن از سرپوش بیرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامی زت واجیم، همگی سر واپوشیم و همگی نماز و کریم بدادار هورمزد؛ یعنی همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‏پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‏کنیم». بر اساس آموزه‏های دینی، یک زرتشتی مؤمن، باید از نگاه ناپاک به زنان دوری جوید و حتی از به کارگیری چنین مردانی خودداری کند. در اندرز «آذربادماراسپند» مؤبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مکن‏». پوشش موی سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانیان نیز ادامه یافته است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۴ساعت 17:47  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

وقتی می گوییم: زرتشتی ها با نژادپرستی به دنبال ترویج دینشان هستند، در مقابل، آنها نیز امتیاز قائل شدن اسلام برای سادات و احترام به آنها را مطرح می کنند. از زرتشتیان می پرسیم: اگر امروز افرادی یافت شوند که بدانید از نسل زرتشت هستند، آیا این افراد در نظر شما احترام پیدا نمی کنند؟ اساساً ما به فرزندان و نوه های انسان های بزرگ احترام می گذاریم. اگر نواده های انیشتین و ادیسون به ایران بیایند، با احترامی خاص با آنها برخورد می کنیم. در واقع این احترام به خود این اشخاص نیست بلکه احترام به جد آنهاست و چنین رفتاری معقول و منطقی است و کسی این رفتار ما را نژادپرستی نمی نامد. قضیه ی احترام به سادات نیز به همین صورت است. احترام به سیدها در واقع احترام به خاندان پیامبر است. در حقیقت این قضیه نوعی تبلیغ و ترویج اسلام است. امتیازی که اسلام برای سادات در نظر گرفته این است که بودجه ای را تعیین کرده تا به سادات فقیر برسد (نه هر سیدی). می دانیم که فقر، انسان را به هر راهی ممکن است بکشاند حتی به فسادهای اخلاقی. اگر سیدی به انحراف کشیده شود تأثیر منفی آن در مردم بیشتر است. بنابراین اسلام بودجه ای را تعیین کرده تا به سادات فقیر رسیدگی شود. البته اسلام در عوض، زکات غیر سیدها را بر سادات حرام کرده اما غیر سیدها از سادات و غیرسادات می توانند زکات بگیرند. اگر اسلام قائل بود که بی چون و چرا هر کاری سیدها کردند از آنها حمایت کنیم و در هر شرایطی حق به آنها بدهیم، این همان نژادپرستی بود در حالی که در احکام جزایی و اجرای قانون، هیچ فرقی میان سادات و غیر آنها نیست. همان تعداد شلاقی که به غیرسید به سبب گناهانی چون زنا می زنند، به سید هم می زنند. فرقی میان قاتل و مقتول سید و غیرسید نیست و

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۴ساعت 17:37  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم    انشالله بزودی مطالب جدید میذارم  ولی چون از لحاظ روحی حالم مساعد نیست فعلا شرمنده شماعزیزانم هستم         با توجه به اینکه عموی عزیزم را از دست دادم عمویی که همچون پدر بود برام   بعد از از دست دادن پدر   التماس دعا بخصوص در این شب ها

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۴ساعت 22:31  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

یکی از اشکالات زرتشتیان فعلی به اسلام این هست که

نیاکان ما به شمار روزهایی که اکنون ما سوگواری داریم جشن و سور داشتن

 

 در حالی که چنین ادعایی فقط رجز خوانی محض است و ارتباطی با حقایق روح ایرانی و تاریخ این قوم ندارد جشنهای مورد نظر  همان مراسم ایینی رسمی است که شرکت رعایا برای دادن نذر و نیاز اجباری و واجب بوده است و تخلف از ان موجب ارتداد و نابودی اموال و کیفر مرگ داشته است

 

سزای شرکت نکردن در گاهنبار (مرگ) :

گفتنی است که برجسته ترین و مهم ترین مراسم عمومی دینی ،

جشنهای شش گانۀ سال بود که گاهنبار نام داشت و نماز و نیایش یا آفرینگان خاص ِ خود را داشته است . در احکام آفرینگان گهنبار آمده است که : « اگر بهدینی در نخستین گهنبار شرکت نکرد و میزد (= نذری غیر مایع خوردنی) را نداد، در میان مزدیسنان در خور بندگی نباشد. اگر در دومین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد ، در میان مزدیسنان پیمان شناس نباشد و با او دادوستد نباید کرد. اگر در سومین گهنبار شرکت نکرد و میزد نداد ، در محاکم قضایی ، ادعای او پذیرفته نیست . اگر در چهارمین گهنبار شرکت نکرد و میزد نداد به اتلاف ستور برگزیده محکوم است یعنی گاو و اسب و استر و شتر او باید کشته شود . اگر در پنجمین گهنبار شرکت نکرد و میزد نداد ، به اتلاف بهرۀ جهانی محکوم است یعنی همۀ اموال او هدر است. اگر در ششمین گهنبار شرکت نکرد و میزد نداد ، از دین بیرون است و بدون اینکه گناهی باشد باید بر او خروشید و او را راند بدون اینکه گناهی باشد محکوم به اعدام است و باید او را کشت» ر.ک: خرده اوستا 230 ، 242 - 242/ 7، 8، 9 ، 10 ، 11، 12.+ ویسپرد 152+ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:12  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 


من هرگاه که به یاد خانه و زندگی محمد(ص) می افتم، که جوانی و کمال را با بیوه زنی پنجاه تا هفتاد و سه ساله گذراند و در پیری با بیوه زنانی جا افتاده و بچه دار سر کرد و خانه اش آن بود و خوراکش آن که: "تا مرد، از نان جو سیر نخورد، گاه می شد که دو ماه می گذشت و آتشی بر منزل وی برافروخته نمی شد و در این مدت غذایشان خرما و آب بود. گاه از شدت گرسنگی سنگ بر شکم می بست" ، نمی توانم از افسوس خودداری کنم، که محمد(ص) می توانست زنانی زیباتر از آنها داشته باشد و زندگی ای بهتر از این.

شرم
هرگاه سخنان نویسندگانی را می خوانم که از حرم سرای محمد(ص) می گویند، نمی توانم از شرم پریشان نشوم؛ که یک انسان، حتی نویسنده تا کجاها می تواند ننگین شود و به خاطر مصلحتی زشت، سیمای حقیقتی زیبا را، که فخر انسان است و سرمایه تاریخ، به چنین پلیدی ها بیالاید.» (مجموعه آثار دکتر علی شریعتی، ج ۳۰، ص ۵۳۷ با تلخیص)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:21  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

دکتر علی شریعتی:
«اسلام را نگاه کنید، در همان بیست سال اول به اندازه ای چهره های درخشان طلوع می کند که در هزار سال ایران باستانی هرچه می گردی یکیش را نمی یابی!
این اواخر، در زمان انوشیروان و بعد از او به اسم چند طبیب و حکیم بر می خوریم اما چه زود دماغ سوخته می خرند! اسم ها همه خارجی است، بختیشوع و… آری، این ها دانشمندان روم شرقی اند که از ترس مسیحی شدن ژوستی نین دررفته اند و به اینجا آمده اند و دانشگاه گندی شاپور را ساخته اند، پناهندگان سیاسی اند. پس اوّلین دانشگاه ما را هم در عصر طلایی باستان، یونانی ها ساختند!
پس چرا پس از اسلام، همین ملّت یائسه و عقیم، چنان یکباره شگفت و بنیانگذار دانشگاه ها و مدرسه ها و کتابخانه های بی نظیر در عالم (حتّی امروز) و صاحب آن همه کشف و کرامات در عالم بشری شد و سلطه نبوغ علمی و هنری و فکری و سیاسی اش از چین تا شمال افریقا و جنوب اروپا سایه افکند و دامنه اش تا قلب اروپای قرون وسطی و رنسانس و اروپای جدید هم رفت؟
باز هم انقلاب، انقلاب فکری، ایمان داغ و نو و دگرگون کننده روح و نژاد و بینش و همه چیز! ایدئولوژی! آنچه خودجوشی و آفرینندگی و بارآوری و فرهنگ و تمدن راستین خلق می‌کند!
و چه دوستی خاله خرسه ای است دوستی ایران دوستان خیلی خیلی… بله! که به علّت دشمنی آلامد با اسلام، خط بطلان بر روی این همه سرمایه هایی عظیم و افتخارات شخصیّت ساز و گرانبهای پس از اسلام می کشند، که هیچگاه نژاد ایرانی این چنین ندرخشیده و اسناد این گونه زنده و موجود که دنیا بدان معترف است، از قدرت نبوغ و خلاقیت و شایستگی ذاتی خود در دست ندارد.
و آنگاه پس از تحقیر یا کتمان این فرهنگ و تمدن عالمگیر (اسلام) باید بدوند، دنبال سند قومیّت و افتخارات باستانی و چون چیز قابلی گیر نمی آورند، ببافند که بله، نخیر بوده، خیلی هم بوده، اما همین عرب ها از بین برده اند، بوده، خیلی هم بوده، اما اسکندر ملعون برداشته و با خودش برده به یونان و بعد از روی همان «بُُرده ها»ی ما، آن همه فیلسوف و هنرمند و دانشمند و ادیب درآمده و یونان، یونان شده است.
خوب، به چه دلیل؟ به دلیل عقل! یعنی ممکن است یک ملّت بزرگ و نامی و نیرومند و متمدّن مثل ایران دوره هخامنشی و اشکانی و ساسانی چیز حسابی نداشته باشد؟ فیلسوف و شاعر و متفکّر و دانشمند و نویسنده نداشته باشد؟ نخیر! پس داشته است! بله! خوب، برده اند! البته! همین اسکندر یا عرب ها برده اند! پدرسوخته ها! حتی اسم فیلسوف ها و شاعرها و نوابغ بزرگ ما را هم بی شرف ها برده اند.
خوب حالا تکلیف ما چیست؟ هیچی فحش بدهیم به عرب ها و اسکندر و کودکانمان را از کودکی با بغض و دشمنی با این ها بار آوریم تا فردا که بزرگ شدند بدانند که چه کسانی آنها را به این روز انداختند، تا دیگر گول اسکندر و عمر و یزید بن مهلب را نخورند و با پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک که تنها باقیمانده فرهنگ عظیم باستانی ما است زندگی کنند! احسنت!»

دوستان توجه کنند که نظر دکتر را با توجه به اینکه یه روشنفکر هست میذارم 

نه به عنوان یه متن علمی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:12  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

زن در دین زرتشتی نه تنها جایگاه انسانی ندارد بلکه او را مخلوق اهریمن (شیطان) می باشد نه مخلوق اهورا مزدا. زرتشتیان تمام موجودات شرور و موذی و درنده را مخلوق اهریمن می دانند و کشتن آنها را نیکو می دانند و نوعی کفاره برای برخی گناهان به شمار می رود
در متن پهلوی زرتشتی «بندهش» آمده است که اهورامزدا چون از یافتن موجودی که بتواند زاییدن انسان (= مرد) را به عهده بگیرد، ناتوان شد؛ دیو فاحشه گری را برای این کار انتخاب کرد. این دیو دختر اهریمن بود و «زن» یا «جَهی» نام داشت.
بنگرید به: فرنبغ دادگی، بندهش، ترجمه مهرداد بهار، چاپ دوم، تهران، انتشارات توس، ۱۳۸۰، بخش نهم، در باره چگونگی زنان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:6  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

 

تفکر اسلامى درباره‌ی زمان آن است که این پدیده، ذاتاً سعد یا نحس نیست و نمى‌تواند عامل سعادت و نحوست باشد؛ بلکه تنها به منزله‌ی ظرف و موقعیتى است که در آن رویدادها و حوادث تلخ و شیرین روى مى‌دهد. اگر در برخى موارد سعادت یا نحوست به ایام نسبت داده مى‌شود، به سبب حوادثی است که در آن روزها رخ داده است

 
 
سعد و مبارک شمردن بعضی از روزها و در طرف مقابل، شوم و نحس شمردن بعضی از روزهای دیگر، از جمله باورهای عامه‌ی مردم است و علیرغم اختلافهایی که پیرامون تعیین روزهای سعد و نحس وجود دارد، اما اصل این مطلب مشترک بین انسان­ها بوده و اختصاصی هم به یک عصر خاص یا قوم، کشور و منطقه‌ی خاصی ندارد. سخن این جاست که این اعتقاد عمومی تا چه حد در اسلام پذیرفته شده و یا از اسلام گرفته شده است؟ با توجه به پذیرش عمومی حجیت منابع سه گانهی «کتاب»، «سنت» و «عقل» در نظرگاه حکما و علمای مسلمان، شایسته دیدیم که این مسأله را از نگاه کتاب، سنت و عقل مورد بررسی قرار دهیم.

سیزده به در

 
از نگاه عقل
 
به عنوان مقدمه باید دانست 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:35  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

طبق کاوش‌های باستان شناسی که در منطقه اویقور وابسته به چین صورت گرفته کارشناسان چینی مدعی شده‌اند موفق به کشف مقبره‌هایی شده اند که بزرگترین اثر کشف شده از آیین زرتشت در سراسرجهان و واجد تمام ویژگی‌های دین زرتشتی است و نشان می‌دهد که این دین برخلاف تصورنه دین ایرانی که یک دین چینی است!
 
   
 
 گروهی از باستان شناسان چینی به استناد کشفیات انجام شده در اویقور که شامل چند آرامگاه با شواهدی از آتشدان و ابزارهای سنگی بوده، مدعی شدند که خاستگاه مذهب زرتشتی که مذهب رسمی امپراتوری ایران باستان بوده وتصور می‌رود در شمال شرقی ایران ودرمرزهای جنوب غربی افغانستان متولد شده ، دراصل درچین بوده است.
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:25  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

 اما با وجود احادیث  متعارض  برخی از علما بزرگ زرتشت را  پیامبر مجوس میداند مثل علامه طباطباعی

مرحوم علامه طباطبایی: مراد از مجوس، قومي هستند كه به زرتشت گرويده،كتاب مقدسشان«اوستا» است،

دلیل این امر شاید سیره اهل فن  تاریخ هست که بیشتر  این را پسندیده اند که زرتشت همان پیامبر مجوس هست 

برخی از  مورخان اسلامي مانند: طبري،بلعمي،ابن اثير، ميرخواند،زرتشت را پيامبرندانسته بلکه او راشاگردارمياي نبي ياعزيرنبي دانسته‎اند.

•برخي ازمورخان اسلامي (مسعودي، دينوري،حمزه اصفهاني،ابو ريحان بيروني و مؤلف تبصره العوام) : زرتشت پيغمبرمجوس بوده است وبهتبع آننتيجه گرفته اندکه کتاب اونيز«اوستا» نام دارد.

مسعودى: زردتشت دربلخ ظهور کرد... اوازاهل آذربايجان بود... اوپيامبرمجوس است که براى آنها کتاب آورد. نام آن کتاب درنزد عوام الناس«زمزمه» است، ولى در نزدمجوس «بستاه» (اوستا) ناميده مى شود

 

بنا بر این به نظر حقیر   اینطور میشه گفت که زرتشت مصلحي در ميان مجوسيان بوده است و آيين زرتشت در طول آيين مجوس و از شاخه هاي آن است كه با گذشت زمان گسترش يافته و جايگزين تنها قرائت از دين مجوس شده است 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:7  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  | 

انّ الّذين آمنوا و الذين هادوا و الصّابئين و النّصاري و المجوس و الذين أشركوا انّ اللّه يفصل بينهم يوم القيامة انّ اللّه علي كلّ شي شهيد» (حج 17)
طبق این آیه قرآن قطعا مجوسیان اهل کتاب هستند(والمجوس)
منتهی بحث دراین هست که آیا زرتشت همان پیامبر مجوس هست یا  نه؟
 
•در روايتى طولانى فردى زنديق ازامام صادق  علیه السلام  ازپيامبرآيين مجوس مىپرسد،
امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: «ما من امه الا خلافيها نذير» ترجمه: هيچ امتى نيست مگراينکه ازسوى خداوند منذرى براى آنها مبعوث شدهاست.
براى مجوس نيز از سوى خداوند پيامبرى باکتاب آسمان ى فرستاده شد،لکن آنهااو را تکذيب کرده وکتابش راانکارنمودند
 
زنديق مى پرسد: آيا زردشت پيامبر مجوس است؟
امام مى فرمايد: زردشت در ميان مجوس با زمزمه آمد و ادعاى نبوت کرد وعده  
ازآنان به اوايمان آورده و عده اى او را انکارکرده وبيرونش کردندتااينکه دربيابان طعمه ى  درندگانشد
•درحديث ديگرى امام علي هالسلام مىفرمايد: مجوس پيامبرى  داشت که او را کشتندوکتابش راسوزاندند. اوکتابى که درپوست دوازده هزارگاونوشته شده بود را به ميان آنان آورد و به او جاماسب گفته مىشود.
 
•ظاهرا   طبق مضمون دوحديث فوق و احاديث دیگر،زرتشت بنيان گذارآيين مجوس نبوده و اين آيين توسط پيامبرديگر ىتبليغ شده است. به تعبيرديگر،آيين مجوس، پيامبرىغير از زردشت  وکتابى غيرازاوستا دا شته است    ودوآيين مجوس و زرتشت مترادف هم نيستند.
اما برخی از علما بزرگ شیعه زرتشت را پیامبر میدانند چرا؟؟
 این بحث در پست های بعدی  ادامه دارد 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:0  توسط بهروز ایرانی حقیقت دوست()  |